تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
خروجها » . أو لا : يعنى « او لا تدل على ارتفاع الحكم الخ » . فيه خلاف : ضمير در « فيه » به دلالت داشتن غايت بر ارتفاع حكم برمىگردد . منهم السّيد و الشيخ عدم الدّلالة عليه : ضمير در « منهم » به جماعت و در « عليه » به ارتفاع حكم برگشته و كلمهء « عدم الدّلالة » عطف به « الدّلالة » كه نايب فاعل براى « نسب » مىباشد . و التّحقيق انه اخ : ضمير در « انّه » به معناى شأن مىباشد . كانت دالّة على ارتفاعه عند حصولها : ضمير در « كانت » و در « حصولها » به غايت و در « ارتفاعه » به حكم برگشته و اين جمله ، جواب شرط « اذا كانت » بوده و اين شرط و جزا نيز خبر براى « انّ » در « انّه » و « انّ » با اسم و خبرش ، خبر براى مبتدا يعنى « التّحقيق » مىباشد . لانسباق ذلك منها : مشاراليه « ذلك » دلالت داشتن بر ارتفاع حكم بوده و ضمير در « منها » به غايت برمىگردد . و كونه قضيّة تقييده بها : ضمير در « كونه » كه عطف بر « انسباق » بوده به ارتفاع حكم و ضمير در « تقييده » به حكم و در « بها » به غايت برمىگردد . و الّا : يعنى « و ان لم تكن قضيّة تقييده بها ارتفاع الحكم » و اگر نبود اقتضاى تقييد حكم به غايت ، مرتفع شدن حكم . لما كانت ما جعل غاية له بغاية : ضمير نايب فاعلى در « جعل » به ماء موصوله برگشته و كلمهء « غاية » مفعول دوّم براى « جعل » بوده و جار و مجرور « له » كه ضمير آن به « حكم » برگشته ، متعلّق به « جعل » بوده و جملهء « جعل غاية له » صلهء ماء موصوله و ماء موصوله با جملهء صله‌اش ، اسم براى « كانت » بوده و جار و مجرور « بغاية » به اعتبار متعلقش خبر براى « كانت » مىباشد . و هو واضح : ضمير « هو » به دلالت داشتن غايت بر ارتفاع حكم وقتى قيد براى حكم بوده