غير اين ( مغيّا ) ، به دليل عدم ثابت شدن وضع براى اين ( دلالت غايت بر انتفاء سنخ حكم از غير مغيّا ) و نبودن قرينهاى كه ملازم باشد براى اين ( غايت ) و هرچند غالبا - كه دلالت كند ( قرينه ) بر اختصاص حكم به آن ( مغيّا ) . و فايدهء تحديد به اين ( غايت ) همچون ساير انحاى تقييد ، منحصر نيست به افادهء آن ( اختصاص حكم به مغيّا ) چنان كه گذشت در وصف .
سپس همانا در غايت ، اختلاف ديگرى است چنان كه اشاره كرديم به آن ( اختلاف ديگر ) .
و آن ( اختلاف ديگر ) همانا اين ( غايت ) آيا اين ( غايت ) داخل است در مغيّا به حسب حكم يا خارج است از آن ( مغيّا ) ؟ و اظهر ، خروج آن ( غايت ) است ، به دليل بودن آن ( غايت ) از حدود اين ( مغيّا ) . پس نمىباشد ( غايت ) محكوم به حكم آن ( مغيّا ) . و داخل بودن آن ( غايت ) در بعضى موارد ، همانا مىباشد ( داخل بودن غايت ) به واسطهء قرينه . و بنابراين ( خروج غايت از حكم مغيّا ) مىباشد ( غايت ) همچون بعد از آن ( غايت ) به نسبت به خلاف اوّل ، چنان كه همانا بنا بر قول ديگر ، مىباشد ( غايت ) محكوم به حكم ( حكم مغيّا ) منطوقا . سپس مخفى نمىباشد همانا اين خلاف ( داخل يا خارج بودن غايت از مغيّا ) ممكن نيست معقول باشد جريان آن ( خلاف ) در آنچه ( غايتى ) كه باشد ( غايت ) قيد براى حكم ، پس غفلت مكن .
نكات دستورى و توضيح واژگان
فصل : يعنى « هذا فصل »
هل الغاية فى القضيّة تدلّ الخ : مقصود از « القضيّة » قضيّهاى است كه در آن غايت وجود داشته و ضمير در « تدلّ » به غايت برمىگردد .
او عنها و بعدها بناء على خروجها : ضمير در « عنها » و « بعدها » و « خروجها » به غايت برگشته و كلمهء « عنها » عطف بر « عمّا » و كلمهء « بعدها » عطف به ضمير در « عنها » مىباشد . يعنى « هل الغاية فى القضيّة تدلّ على ارتفاع الحكم عنها و عن بعدها بناء على