84 - ظاهر كلام بعضى از شافعيّه در خصوص جريان نزاع در مفهوم وصف چه بوده و علّت آن چيست ؟
( و ان كان يظهر . . . العليّة المنحصرة منه ) ج : مىفرمايد : از ظاهر كلام بعضى از شافعيّه كه گفتهاند : ( « فى الغنم السائمة زكات » دلالت دارد بر عدم وجوب زكات در ابل معلوفه ) « 1 » روشن مىشود كه نزاع در مفهوم وصف درو خاص من وجهى كه افتراق از جانب هر دو يعنى وصف و موصوف « 2 » بوده نيز جارى است . « 3 » شايد دليل كلام آنان براى جريان داشتن نزاع در اين مورد ، استفادهء عليّت
هامش
ب : وصف اعمّ از موصوف باشد : اين قسم نيز مثل نسبت تساوى مىباشد . زيرا انتفاى وصف ، زمانى خواهد بود كه قبلش ، موصوف منتفى شده باشد . در نتيجه انتفاى وصف يعنى « ماشى » به انتفاى موضوع و به نحو سالبه به انتفاى موضوع خواهد بود .
ج : عموم و خصوص من وجه : وقتى كه افتراق از جانب وصف باشد . مثل « ابل سائمه » در اين صورت نيز اگرچه وصف « سائمه » وجود دارد ولى موضوع تغيير كرده و عوض شده است . حال آنكه در بحث از مفهوم وصف ، فرض آن است ؛ موضوع باقى است ولى وصف منتفى مىشود . مثل غنم معلوفه .
د : عموم و خصوص من وجه : وقتى كه افتراق از جانب هر دو يعنى موصوف و وصف باشد مثل « ابل معلوفه » در اين صورت نيز مثل قبلى ، موضوع تغيير كرده و عوض شده است .
( 1 ) - غزالى در « المنخول / 222 كتاب المفهوم » نقل مىكند كه شافعى معتقد است بر اينكه وصف داراى مفهوم بوده و كلام نبوى « فى سائمة الغنم زكات » دلالت دارد بر عدم وجوب زكات در ابل معلوفه .
( 2 ) - اگرچه ضمير ( فيه ) در كلام مصنّف « جريانه فيه » به مورد افتراق از جانب موصوف برگشته و شامل هر دو مورد افتراق از جانب وصف و افتراق از جانب وصف و موصوف مىشود ولى مقصود ، موردى است كه افتراق از جانب هر دو باشد . به دليل قول شافعى كه مىگويد : « فى سائمة الغنم زكات » ، دلالت بر عدم وجوب زكات در ابل معلوفه دارد . روشن است ابل معلوفه ، موردى است كه نه وصف و نه موصوف ، هيچكدام وجود ندارد . علاوه آنكه در تعليل كلام شافعيّه معلوم مىشود مورد افتراق وصف ، از محلّ نزاع خارج بوده و داخل در منطوق خواهد بود . يعنى در ابل سائمه ، زكات ، واجب است .
( 3 ) - يعنى شافعى ، نزاع را علاوه بر موردى كه افتراق از جانب موصوف بوده در موردى كه افتراق از