ظهور مطلق ، قوىتر از ظهور مقيّد است . چرا كه ظهور مطلق در معنايش ، ظهور منطوقى بوده ولى ظهور مقيّد در مفهوم و معناى متنافى با مطلق ، ظهور مفهومى است . « 1 »
82 - تمسّك گروهى از مخالفين مفهوم براى وصف به آيهء شريفهء « وَ رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ »
« 2 » چگونه بوده و نظر مصنّف چيست ؟
ج : مىفرمايد : اينكه براى مفهوم نداشتن وصف ، استدلال به آيهء شريفه شود مورد اشكال بوده و صحيح نيست . زيرا : اوّلا : استعمال وصف در غير مفهوم به كمك قرينهء خارجيّه ، مورد انكار قائلين به مفهوم داشتن وصف نمىباشد . « 3 » ثانيا : قائلين به مفهوم داشتن وصف نيز مىگويند ؛ وصفى كه وارد در مورد غالب باشد ، مفهوم ندارد . و جهت معتبر بودن عدم ورود وصف در مورد غالب براى مفهوم داشتن وصف آن است كه وصف غالبى ، دلالت
هامش
( 1 ) - اگر بپذيريم ظهور منطوق قوىتر از ظهور مفهوم بوده باز هم نبايد حمل مطلق بر مقيّد نمود بلكه به واسطهء ظهور قوىتر منطوق ، از ظهور مقيّد دست برداشته و مطلق را به اطلاق خود باقى گذاريم .
خلاصه آنكه دليل براى مفهوم داشتن وصف ، حمل مطلق بر مقيد نمىتواند باشد بلكه دليل همان بود كه دليل مقيّد ، كاشف از مراد مولى از ابتدا به مقيّد مىباشد .
( 2 ) - « نساء / 23 » در اين آيه خداوند مىفرمايد :« وَ رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ »يعنى از جملهء محارم بر مرد ، عبارت از دختر زنى است كه با آن زن ازدواج كرده است ولى دخترانى كه اين صفت دارند« اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ ». كلمهء « اللّاتى الخ » صفت براى « ربائبكم » مىباشد . يعنى ربيبههايى كه در خانهء اين شوهر جديد بزرگ شدهاند . بنابراين ، اگر وصف مفهوم داشته باشد . بايد دخترانى كه در خانهء شوهر دوّم اين زن ، بزرگ نشدهاند ، از محارم اين شوهر نباشند ولى شكّى نيست كه ربيبههايى نيز كه در خانهء اين شوهر بزرگ نشدهاند بلكه در زمان ازدواج مرد با مادرشان ، دختران رشيده بودهاند نيز جزء محارم اين شوهر خوانده بود . در نتيجه روشن مىشود كه وصف ، مفهوم ندارد .
( 3 ) - يعنى اين آيه از محلّ نزاع خارج است زيرا بحث در جايى است كه قرينه بر وجود يا عدم وصف نباشد . در اينجا قرينه وجود دارد و آن غالبى بودن قيد و وصف مىباشد .