تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤

80 - حمل مطلق بر مقيّد كه مورد قبول همه بوده آيا دليل بر مفهوم داشتن وصف نمىباشد « 1 » چرا ؟

( كما انّه لا يلزم . . . لا يكون فى البين غيره ) ج : مىفرمايد : حمل مطلق بر مقيّد البته در مواردى كه شرايط حمل فراهم باشد « 2 » نيز مفيد تضييق دايرهء موضوع بوده و نيازى نيست كه آن را مستند به مفهوم داشتن وصف
هامش
نمىشود . بلكه تنها شامل حيوانى است كه ناطق باشد . بنابراين ، شخص حكم ، يعنى غرض مولى از امر به مجىء در اين قضيّه ، شامل حيوان غير ناطق نمىشود . چنان كه شامل غير حيوان نيز نمىشود . اما انتفاى حكم در اين موارد ، انتفاى شخص حكم بوده كه به حكم عقل مىباشد . در نتيجه اگر به جاى « جئنى به انسان » گفته شود « جئنى به حيوان ناطق » يعنى به صورت جملهء وصفيّه آورده شود باز فرقى نخواهد كرد . چرا كه انتفاى حكم در صورتى كه وصف ناطقيت منتفى باشد به واسطهء انتفاى موضوع بوده كه انتفاى شخص حكم خواهد بود و نه انتفاى سنخ حكم . ( 1 ) - از ادلّهء ديگر قائلين به مفهوم داشتن وصف ، آن است كه حمل كردن مطلق بر مقيّد به واسطهء مفهوم داشتن وصف مىباشد . زيرا وقتى مولى مىفرمايد : « اعتق رقبة » منطوق اين كلام آن است كه عتق مطلق رقبه اعمّ از مسلمان و غير مسلمان واجب است . وقتى مولى در كلام ديگر مىفرمايد : « اعتق رقبة مؤمنة » سرّ اينكه كلام اوّل را حمل بر اين كلام دوّم يعنى مقيّد مىكنيم به اين دليل است كه مفهوم « اعتق رقبة مؤمنة » مىگويد ؛ عتق رقبهء غير مؤمنه جايز نيست . بنابراين ، بين مفهوم « اعتق رقبة مؤمنة » كه جملهء وصفيّه بوده با منطوق « اعتق رقبة » تنافى پيدا شده و براى رفع اين تنافى ، اقدام به جمع عرفى كه حمل مطلق بر مقيّد بوده مىشود . خلاصه آنكه دليل حمل مطلق بر مقيّد به واسطهء تنافى بين منطوق كلام مطلق با مفهوم كلام مقيّد مىباشد . ( 2 ) - در بحث مطلق و مقيّد خواهد آمد كه از شرايط حمل مطلق بر مقيد اوّلا : وحدت سبب بوده و ثانيا : وحدت موضوع داشته باشند . مثلا در « ان ظاهرت فاعتق رقبة » و « ان ظاهرت فاعتق رقبة مؤمنه » سبب در هر دو عبارت از ظهار و موضوع عبارت از رقبه بوده با اين تفاوت كه در دوّمى به نحو مقيّد مىباشد . در اين صورت است كه حمل مطلق بر مقيّد مىشود . ولى اگر گفته شود « ان ظاهرت فاعتق رقبة » و « ان افطرت فاعتق رقبة مؤمنة » يعنى وحدت سبب وجود ندارد و يا گفته شود « ان ظاهرت فاعتق رقبة » و « ان ظاهرت فاطعم ستين مسكينا » كه وحدت موضوع وجود ندارد ، حمل مطلق بر مقيّد نمىشود . زيرا كلام مقيّد ، كاشف از غرض مولى نسبت به كلام مطلق نمىباشد .