71 - وجه ديگر تفصيل براى قول به تداخل و عدم تداخل چه بوده و نظر مصنّف چيست ؟
( ثمّ انّه لا وجه . . . و التّداخل فى الثّانى ) ج : مىفرمايد : بعضى تفصيل قائل شدهاند « 1 » بين اينكه شروط متعدّده از جنس واحد باشد كه در اين صورت بايد قائل به تداخل شد « 2 » و اينكه شروط متعدّده از جنس واحد نباشد كه در اين صورت بايد قائل به عدم تداخل شد . « 3 » مصنّف مىفرمايد : وجهى براى اين تفصيل نيست .
هامش
فخر و غيره در اينكه مسئلهء تداخل و عدم تداخل را مبتنى بر مؤثّرات يا معرّفات بودن اسباب شرعيّه كرده بودند به اينكه اگر مؤثرات باشند بايد قائل به عدم تداخل و اگر معرّفات باشند بايد قائل به تداخل شد ، نفعى نداشته ، بلكه اين صورت بايد قائل به عدم تداخل شد . زيرا وقتى مثلا بول و نوم ، موضوعات براى وجود مصلحت كه دليل براى جعل وجوب وضوء بوده باشند ، لازمهاش آن است كه هر موضوعى به دليل آنكه محقّق مصلحتى غير از مصلحت ديگر بوده ، خواهان حكمى غير از ديگرى مىباشد . مثلا بول ، محقّق مصلحتى بوده كه خواهان حكمى است چنان كه نوم ، محقّق مصلحتى است كه خواهان حكم خودش به غير از حكم براى نوم مىباشد . بنابراين ، در اين صورت بايد قائل به عدم تداخل شد كه خلاف نظر فخر و غيره بود .
( 1 ) - ابن ادريس حلّى در كتاب « السّرائر 1 / 258 كتاب الصّلاة ، احكام السّهو و الشكّ » قائل به اين تفصيل شدهاند . در آنجا كه مىفرمايد « فان سها المصلّى فى صلاته بما يوجب سجدتى السّهو مرّات كثيرة فى صلاة واحدة ، ا يجب عليه بكلّ مرّة سجدتا السّهو ، او سجدتا السّهو عن الجميع ؟ قلنا : ان كانت المرّات من جنس واحد ، فمرّة واحدة يجب سجدتا السّهو مثلا تكلّم ساهيا فى الرّكعة الاوّلة و كذلك فى باقى الرّكعات ، فانّه لا يجب عليه تكرار السّجدات ، بل يجب عليه سجدتا السّهو فحسب ، لانّه . . . فامّا اذا اختلف الجنس ، فالأولى عندى بل الواجب ، الاتيان عن كلّ جنس بسجدتى السّهو ، لانّه لا دليل على تداخل الاجناس بل . . . » .
( 2 ) - مثل آنكه مكررا بول كند يا مكررا بخوابد و نوم از او سر زند در اينجا قول به تداخل بوده و براى همهء دفعات بول ، يك وضوء و براى همهء دفعات نوم ، يك وضوء ، واجب مىباشد . چنان كه در ركعات مختلف نماز ، سهوا تكلّم كند .
( 3 ) - مثل آنكه بول كند و بخوابد در اينجا قول به عدم تداخل بوده و براى هريك از بول و نوم بايد