72 - به نظر مصنّف ، دليل قائلين به تفصيل بين شروط متعدّدهء از يك جنس با شروط متعدّدهء از اجناس مختلف ، چيست ؟
( الّا توهّم . . . فلا وجه لتداخلها ) ج : مىفرمايد : وجهى و دليلى براى اين تفصيل نيست مگر توهّم اينكه بگوئيم : در شروط متعدّدهاى كه از جنس واحد بوده ، نمىتوان به عموم لفظ تمسّك كرد . زيرا لفظ چنين شرطى ، از اسماء اجناس بوده و اگرچه افرادش متعدّد است ولى تنها با يك سبب محقّق مىشود به خلاف وقتى كه اجناس متعدّده باشد . در اين صورت هر شرط و سببى ، سبب جداگانه بوده و وجهى براى تداخل اين اسباب و شروط نمىباشد . « 1 »
73 - نظر مصنف در رابطه با دليل قائلين به تفصيل بين شروط متعدّدهء از يك جنس با شروط متعدّدهء از اجناس مختلف چيست ؟
( و هو فاسد . . . بالواحد ) ج : مىفرمايد : اين دليل ، فاسد است . زيرا اگر ملاك براى تداخل و عدم تداخل ، عبارت از
هامش
وضوى جداگانه بگيرد . چنان كه اگر در ركعات مختلف نماز ، در يك ركعت ، سهوا تكلّم كند و در يك ركعت ديگر ، يك سجده را انجام ندهد در اينجا براى هريك از تكلّم و اخلال به يكى از دو سجده بايد دو سجدهء سهو جداگانه انجام دهد .
( 1 ) - مثلا در « اذا بلت فتوضّأ » وقتى كه بول مكرّرا انجام مىشود نمىتوان به عموم لفظ ، تمسّك كرد .
به عبارت ديگر ، عمومى نيست تا به آن تمسّك كرد . زيرا مادّهء « بلت » يعنى مصدرش عبارت از « بول » بوده و « بول » اسم جنس مىباشد . اسم جنس نيز براى صرف الطّبيعت وضع شده مثل « رجل » كه براى ماهيّت رجوليّت وضع شده است . اگرچه اسم جنس داراى افراد كثيره بوده و طبيعت بول يا طبيعت رجل در ضمن يك فرد و افراد متعدّدى ، وجود پيدا كند ولى آنچه كه مقصود از سبب بودن براى وجوب وضوء مىباشد ، عبارت از وجود پيدا كردن صرف الطّبيعت بوده كه در تمامى افراد ، مشترك و واحد است . پس سبب براى وجوب وضوء در وقتى كه شخص ، مكررا بول كند ، عبارت از وجود پيدا كردن طبيعت بول بوده كه يكى است . بنابراين ، سبب در اين نوع از شروط ، متعدّد نيست تا بحث تداخل و عدم تداخل لازم آيد . بلكه سبب ، يكى بوده و سبب واحد نيز ، جزاى واحد مىخواهد .
ولى وقتى اجناس مختلف باشد مثل « اذا بلت فتوضّأ » و « اذا نمت فتوضّأ » يعنى سبب ، عبارت از حقيقت بول و يك سبب عبارت از حقيقت نوم بوده و ماهيّت و وجود هر سبب غير از ديگرى بوده و خواهان جزاى مستقلّ مىباشند .