منهما على حدّة ، كما اذا اكرم الهاشمىّ به غير الضّيافة ، و اضاف العالم الغير الهاشمىّ .
ترجمه :
امر سوّم : وقتى متعدّد باشد شرط و متّحد باشد جزاء ، پس نيست اشكالى بنا بر وجه سوّم ( علّت ، مركّب از دو شرط باشد ) .
و امّا بنا بر ساير وجوه ، آيا لازم است لزوم اتيان به جزاء ، متعدّدا به حسب متعدّد بودن شروط يا تداخل مىكند ( جزاء ) و اكتفاء مىشود به اتيان آن ( جزاء ) به يك بار ، در اين ( ساير وجوه ) اقوالى است : و مشهور ، عدم تداخل است و از جماعتى - از جمله آنان ( جماعت ) خوانسارى است - تداخل است . و از حلّى ، تفصيل بين يكى بودن جنس شروط و متعدّد بودن آن ( جنس شروط ) است .
و تحقيق ، همانا وقتى باشد ظاهر جملهء شرطيّه ، حادث شدن جزاء هنگام حادث شدن شرط به واسطهء سبب بودن اين ( شرط ) يا به واسطهء كشف كردن اين ( شرط ) از سبب آن ( جزاء ) ، و بوده است اقتضاى آن ( ظاهر جمله شرطيّه ) متعدّد بودن جزاء هنگام متعدّد بودن شرط ، مىباشد اخذ كردن به ظاهر آن ( جملهء شرطيّه ) وقتى متعدّد باشد شرط حقيقتا يا وجودا ، محال . به دليل ضرورى بودن اينكه همانا لازمهء آن ( اخذ به ظاهر ) اينكه باشد حقيقت واحدى - مثل وضوء به واسطه آنچه ( حقيقتى ) كه آن ( حقيقت ) واحد است در مثل « وقتى بول كردى ، پس وضوء بگير و وقتى خوابيدى ، پس وضوء بگير » يا در آنجايى كه بول كند ( مكلّف ) مكرّرا و بخوابد ( مكلّف ) اينچنين ( مكرّرا ) - محكوم به دو حكم متماثل ، و حال آنكه اين ( محكوم بودن حقيقت واحده به دو حكم متماثل ) واضح الاستحالة است همچون دو حكم متضاد .