از مفهوم و منطوق ديگرى رفع يد كنيم . « 1 » ولى چنين تصرّفى مستلزم وجود دليل خاصّ و خارجى بر مقدّم بودن يكى از دو دليل بر ديگرى است ، و يا آنكه ظهور دليلى كه اخذ به آن شده قوىتر باشد از دليلى كه رفع يد از مفهوم و منطوق آن شده است . « 2 »
هامش
( 1 ) - چنان كه ابن ادريس در « السّرائر 1 / 331 ، احكام صلاة المسافر » جملهء « اذا خفى الاذان فقصّر » را حفظ كرده و جملهء ديگر را كنار گذاشته است ، آنجا كه در ابتداى واجب شدن تقصير بر مسافر مىفرمايد : « و الاعتماد عندى على الاذان المتوسّط دون الجدران » .
( 2 ) - ولى بايد گفت : با وجود دليل خارجى بر مقدّم بودن يكى و يا اظهر بودن يكى از دو دليل ، در واقع اين مورد از محل نزاع يعنى تعارض بين دو دليل خارج شده و تعارضى نيست تا تصرّف در دو دليل شود . شايد عبارت « فتدبّر جيّدا » اشاره به همين معنا باشد .