تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
آنكه گفته شود : شرط در هريك از شرطيّه ، علّت منحصره براى جزاء نمىباشد . بلكه هر شرطى ، علّت مستقلّ براى تحقق جزاء مىباشد . « 1 » فرق آن با وجه اول در اين است : در وجه اول براى هر دو شرطيّه ، مفهوم قائل بوديم و مفهوم هريك را با منطوق ديگرى ، تخصيص مىزديم ولى در اينجا اصلا مفهوم را منتفى مىكنيم . مضافا آنكه در نتيجه هم باهم فرق دارند . « 2 »

48 - وجه سوّم از تصرّف در دو جملهء شرطيّه‌اى كه مفهوم هريك با منطوق ديگرى تعارض داشته چگونه بوده و نتيجه آن چيست ؟

( و امّا بتقييد اطلاق الشّرط . . . و لو خفى احدهما ) ج : مىفرمايد : اطلاق مقابل تقييد به « او » در هريك از دو شرط را در علّت منحصره بودن براى جزاء ، قيد زده « 3 » و گفته شود ؛ شرط عبارت از مركّب از دو شرط باهم مىباشد . يعنى علّت براى وجوب قصر نماز عبارت از خفاى اذان و جدران با يكديگر مىباشد . در نتيجه
هامش
( 1 ) - بنابراين ، مثل وجه اوّل هركدام بيان‌كننده علّت براى قصر بوده بدون اينكه نفى علّت ديگرى بكند . در نتيجه اگر ابتدا ، خفاى اذان شد هرچند ديوار شهر ديده شود بايد نماز را شكسته خواند و يا به عكس و يا اينكه هر دو نيز اگر باهم اتّفاق افتاد مثل آنكه هم‌زمان ، هم صداى اذان و هم ديوار شهر مخفى شد ، هر دو موجب وجوب قصر نماز مىشوند . ( 2 ) - يعنى اگرچه در نتيجه يكى مىباشند ولى در وجه اوّل ، هريك از دو شرطيّه داراى مفهوم بوده و مفهوم هريك با منطوق ديگرى در تعارض بود ولى در اينجا از ابتدا تعارض نيست و نتيجه در وجه اوّل با تصرف در مفهوم هريك به واسطه منطوق ديگرى به دست مىآيد ولى در وجه دوّم با تصرف در مفهوم داشتن جملهء شرطيّه به دست مىآيد . يعنى فرقشان در روش تصرّف در دو دليل مىباشد . ( 3 ) - در بحث مفهوم شرط گفته شد : مفهوم داشتن شرط ، متوقّف بر اثبات علّت منحصره بودن شرط براى جزاء مىباشد . قائلين به عليّت منحصره بودن شرط پنج دليل اقامه كردند كه سه دليل آن عبارت از تمسّك به اطلاق بود .