تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 846

مساهمون:

ص٨٤٦
در انجام آن ( حرام ) بدون مصلحتى در ترك آن ( حرام ) . ولى وارد مىشود ( اشكال ) برآن ( وجه ) اينكه همانا اولويّت به نحو مطلق ، ممنوع است ، بلكه چه‌بسا مىباشد عكس ، سزاوارتر ، چنان كه شهادت مىدهد به اين ( عكس بودن اولويّت ) مقايسه كردن انجام بعضى از محرّمات با ترك بعضى از واجبات ، خصوصا مثل نماز و آنچه ( واجبى ) كه قرار مىگيرد ( واجب ) كنار آن ( نماز ) . و اگر پذيرفته شود ( اولويّت ) پس اين ( اولويّت ) بيگانهء از مقام است ، پس همانا اين ( مقام ) در چيزى ( موردى ) است كه وقتى باشد امر بين واجب و حرام ، و اگر پذيرفته شود ( اجنبى نبودنش از مقام ) پس همانا فايده مىدهد ( و اولويّت ) در آنچه ( موردى ) كه حاصل شود قطع . و اگر پذيرفته شود همانا اين ( اولويّت ) فايده دارد ( اولويّت ) و هرچند حاصل نشود ( قطع ) پس همانا جارى مىشود ( اولويّت ) در آنچه ( موردى ) كه نباشد آنجا ( دوران بين وجوب و حرمت ) مجالى براى اصالة البراءة يا اشتغال ، آن‌طورى كه ( جارى نمىشود ) در دوران بين وجوب و حرمت تعيينى است ، نه در آنچه ( موردى ) كه جارى مىشود ( اصل ) چنان كه در محلّ اجتماع است ، به دليل اصالة البراءة از حرمت آن ( محلّ اجتماع ) ، پس حكم مىشود به صحيح بودن آن ( محلّ اجتماع ) و هرچند گفته شود به قاعدهء اشتغال در شكّ در اجزاء و شرائط ، پس همانا مانعى نيست عقلا مگر فعليّت داشتن حرمتى كه رفع شده است با اصالة البراءة از آن ( حرمت ) عقلا و نقلا ، آرى ، اگر گفته شود به اينكه همانا مفسدهء واقعيّهء غالبه ، مؤثّر است در مبغوضيّت و هرچند نبوده باشد غلبه به محرز ، پس اصالة البراءة غير جارى است ، بلكه مىباشد اصالة الاشتغال به واجب - اگر باشد ( واجب ) عبادت - حاكم شده ، و هرچند گفته شود به اصالة البراءة در اجزاء و شرايط ، به دليل حاصل نشدن قصد قربت يا شكّ در مبغوضيت ، پس دقّت كن .

و از جملهء آنها ( وجوه ) : استقراء است

پس همانا اين ( استقراء ) اقتضاء دارد ( استقراء )