تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 842

مساهمون:

ص٨٤٢
در « اكرم كلّ رجل » كلمهء « كلّ » هم دلالت دارد بر استيعاب معناى مراد از طبيعت و هم اينكه مراد از طبيعت ، عبارت از طبيعت مهمله و همهء افراد مىباشد . بنابراين ، اگر مقصود از « كلّ رجل » عبارت از « كلّ رجل عادل » باشد نيز مجازى لازم نمىآيد وقتى كه ارادهء معناى خاصّ به واسطهء قرينه خارجيّه باشد . نه مجاز در خود كلمهء « كلّ » لازم مىآيد ، زيرا كه لفظ « كلّ » در معناى عمومش استفاده شده و نه در لفظ « رجل » زيرا لفظ « رجل » نيز در معناى موضوع له خودش كه طبيعت مهمله بوده استعمال شده و خصوصيّت عادل از خود « رجل » استفاده نشده تا استعمال لفظ در غير موضوع له باشد . بلكه استفادهء خصوصيّت « عادل » به كمك قرينه يعنى دالّ ديگرى مىباشد . مثل آنكه گفته شود ؛ « اكرم كلّ رجل عادل » كه لفظ « رجل » در اين كلام در طبيعت رجل يعنى طبيعت مهمله استعمال شده و خصوصيّت مستفاد از « رجل » از كلمهء « عادل » مىباشد . نتيجه آنكه ؛ دلالت نفى و نهى بر عموم و شمول همهء افراد طبيعت به دلالت لفظى بوده و از اين جهت از دلالت امر بر عموم كه به واسطهء اطلاق و مقدّمات حكمت بوده ، قوىتر است .