موصوله به معناى معنا و در « انّه » به متعلّق برگشته و مشاراليه « هناك » اطلاق طبيعت مىباشد .
انّ فى دلالتهما . . . هو المطلق . . . يدّعى ذلك . . . و انّ مثل . . . تدلّ . . . مدخوله الخ : ضمير در « دلالتهما » به نفى و نهى و ضمير « هو » به مراد و در « تدلّ » به « لفظة كلّ » و در « مدخوله » به كلّ برگشته و مشاراليه « ذلك » كه نايب فاعل براى « يدّعى » بوده ، عبارت از دلالت داشتن متعلّق و مدخول بر شمول بوده و عبارت « انّ مثل الخ » عطف به « ذلك » مىباشد .
بل يكفى ارادة ما هو معناه من الطّبيعة المهملة . . . فى دلالته . . . لو اريد منه خاصّ :
ضمير « هو » به ماء موصوله كه « من الطّبيعة المهملة » بيانش بوده و ضمير در « معناه » به كلّ و در « دلالته » و در « منه » به كلّ برمىگردد .
لا فيه لدلالته . . . افراد ما يراد من المدخول و لا فيه . . . كان . . . لعدم استعماله الّا فيما وضع له : ضمير در « فيه » اوّلى و در « لدلالته » به كلّ و ضمير نايب فاعلى در « يراد » به ماء موصوله به معناى معنا و در « فيه » دوّمى به مدخول و در « كان » به دلالت و در « استعماله » و ضمير نايب فاعلى در « وضع » به مدخول و در « له » به ماء موصوله به معناى معنا برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
369 - مطلب اوّل در تنبيه دوّم چيست ؟ ( الامر الثّانى قد . . . الاصول العمليّة )
ج : مىفرمايد : آن است : در بعضى از مقدّمات مسئلهء اجتماع امر و نهى مفصلا گذشت « 1 »
هامش
( 1 ) - توضيح اين مطالب مشروحا در بحث مقدّمه هشتم و نهم از مقدّمات دهگانهء مسئلهء اجتماع گذشت . بنابراين ، تكرار آنها در اينجا از جانب مصنّف به عنوان يادآورى براى مطلب بعدى كه در واقع ثمرهء بحث اجتماع و فرق ترجيح در باب اجتماع نسبت به دليل اقوى از جهت ملاك با ترجيح در باب عامّ و خاصّ بوده مىباشد .