عنوانى است كه ملازم با ترك بوده و نهى ، به آن ملازم تعلّق گرفته است . بنابراين ، نهى در اين صورت ، نهى تحقيقى ولى ارشادى مىباشد . « 1 »
هامش
( 1 ) - يعنى « لا تصم يوم العاشوراء » ارشاد است به اينكه ترك صوم در روز عاشورا ثوابش افضل است از روزهء گرفتن اين روز يا « لا تصم يوم العرفة » ارشاد است به اينكه ترك روزهء روز عرفه كه ملازم با حال دعا خواندن روز عرفه بوده ، ثوابش بيشتر از روزه گرفتن روز عرفه مىباشد . بديهى است ؛ در نهى مولوى ارشادى ، اصلا كراهت و حكمى نيست تا با استحباب اجتماع كند .
ولى بايد گفت : دو راه اوّل توجيه مصنّف مبتنى بر اين است كه مفاد نهى نيز مثل امر ، عبارت از طلب باشد كه فسادش قبلا گذشت و گفته شد ؛ مفاد نهى ، عبارت از زجر از فعل بوده و در نتيجه در متعلّق نهى ، لازم است كه حزازت و مفسدهء ملزمه يا غير ملزمه باشد تا نهى به آن تعلّق بگيرد .
ولى مىتوان گفت : نهى تنزيهى در اين قسم از عبادات به جهت آن است كه فعل و انجام اين عبادات داراى عنوان داراى حزازت و مفسدهء غير ملزمه بوده است . مثلا عنوان در روزهء روز عاشورا ، عبارت از موافقت با بنى اميّه كردن يا مشابهت با آنان بوده و در نوافل مبتدئه ، عبارت از موافقت يا مشابهت با خورشيدپرستان بوده و به اين جهت ، متعلّق نهى قرار گرفتهاند . بديهى است ؛ در اين صورت ديگر امر فعلى ندارند ولى باز هم اتيانشان با قصد قربت صحيح بوده و ثواب دارد . زيرا ملاك و مصلحتى كه مؤثّر در امر فعلى آنها بوده بهگونهاى كه اگر اين عنوان و مانع نبود ، فعليّت مىداشت ، در آنها وجود داشته و نهى تنزيهى مانع از قصد تقرّب با آن نمىشود . زيرا مخالفت نهى تنزيهى ، مخالفت امر مولى نبوده تا موجب مبغوضيّت در عمل و منع از صلاحيّت داشتن عمل براى تقرّب باشد به خلاف نهى تحريمى . علاوه آنكه حمل نهى در اين ادلّه بر ارشادى بودن نيز بر خلاف ظاهر آنها مىباشد .