( عبادت مكروه ) به عنوان آن ( عبادت مكروه ) و ذات آن ( عبادت مكروه ) و بدلى براى آن ( عبادت مكروه ) نيست ، همچون روزهء روز عاشورا و نوافل مبتدئه در بعضى اوقات .
دوم : نهى به خود عبادت تعلق گرفته و بدل دارد
دوّمين آنها ( سه قسم ) : آنچه ( عبادت مكروهى ) است كه تعلّق گرفته است به آن ( عبادت مكروه ) نهى اينچنين ( به عنوان و ذات عبادت مكروه ) و مىباشد براى آن ( عبادت مكروه ) بدل ، همچون نهى از نماز در حمّام .
سوم : نهى به عنوان جامع يا ملازم با عبادت تعلق گرفته باشد
سوّمين آنها ( سه قسم ) : آنچه ( عبادت مكروهى ) است كه تعلّق گرفته است به آن ( عبادت مكروه ) نه به خود آن ( عبادت مكروه ) ، بلكه به آنچه ( عنوانى ) كه آن ( عنوان ) جمعشدهء با آن ( عبادت مكروه ) است وجودا يا ملازم است براى آن ( عبادت مكروه ) خارجا ، همچون نماز در مواضع تهمت ، بنا بر بودن نهى از آن ( نماز ) براى خاطر متحد بودن آن ( نماز ) است با بودن در مواضع آن ( تهمت ) .
امّا قسم اوّل : ( نهى به عنوان و ذات عبادت تعلّق گرفته و بدل ندارد )
پس نهى تنزيهى از آن ( قسم اوّل ) - بعد از اجماع بر اينكه همانا اين ( قسم اوّل ) واقع مىشود ( قسم اوّل ) به نحو صحيح ، و با وجود اين ( وقوعش به نحو صحيح ) مىباشد ترك آن ( قسم اوّل ) ارجح ، چنان كه ظاهر مىشود ( ارجح بودن ترك ) از مداومت ائمه عليهم السّلام بر ترك - يا به خاطر منطبق شدن عنوانى داراى مصلحت بر ترك ، پس مىباشد ترك - همچون فعل ، داراى مصلحتى كه موافق براى غرض است و اگرچه مىباشد مصلحت ترك ، بيشتر پس اين دو ( ترك و فعل ) در اين هنگام ( انطباقشان بر مصلحت ) مىباشند ( ترك و فعل ) از قبيل دو مستحبّ متزاحم ، پس حكم مىشود به تخيير بين اين دو ( فعل و ترك ) اگر نبوده باشد اهمّى در بين ، و گرنه ( اهمّى در بين باشد ) پس متعيّن مىشود اهمّ و اگرچه ديگرى ( مهمّ ) واقع مىشود ( ديگرى ) صحيح ، چرا كه همانا آن ( ديگرى ) راجح و موافق براى غرض است ، چنان كه اين ( تخيير ، تعيين اهمّ با صحيح واقع شدن مهمّ ) حال در ساير مستحبّات متزاحم بلكه واجبات است . و ارجح بودن ترك از فعل موجب نمىشود ( ارجح