تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 715

مساهمون:

ص٧١٥
خارجى نداشته و خارج محمول براى ذات و عمل مىباشند . مثل ملكيّت ، زوجيّت ، رقّيّت ، حرّيّت و غصبيّت و ساير امور اعتبارى و اضافى . چرا كه بعث و زجر نمىتواند به عنوان تعلّق بگيرد . « 1 » بلكه عناوين صرفا آلت و وسيله براى اشاره به متعلّقات احكام بوده و نقش معرّف بودن را داشته و به‌همين‌جهت در خطاب شارع اخذ شده و مثلا شارع فرموده است : « صلّ » يا « لا تغصب » . بنابراين ، به كارگيرى عناوين در خطاب و دليل به واسطهء مشير بودنشان به متعلّقات احكام بوده « 2 » و خودشان مستقلا متعلّق احكام نيستند . بلكه
هامش
( 1 ) - فرق اسم و عنوان ، آن است كه اسم نظر به حقيقت و ذات خارجى دارد . به عبارت ديگر ، اسم ، يعنى آن مبادى اصيل كه واقعيّت خارجى دارد . مثلا انسان يعنى آن ذات خارجى و يا در معانى و صفات وقتى گفته مىشود علم يا قدرت يعنى آن معناى خارجى كه علم و قدرت ، اسم براى آن معنا مىباشند . بنابراين ، مىتوان با اسم ، اشاره به واقعيّت خارجى كرد و گفت : « هذا انسان » يا « هذا صلاة » . ولى عنوان ، نظر به حقيقت خارجى نداشته ، بلكه وصفى است كه از فعل خارجى انتزاع شده و ساخته مىشود . مثلا از تمليك و تملّكى كه در خارج محقّق مىشود ، عنوان ملكيّت ساخته مىشود . يا از انشاء عقد ( انكحت و قبلت ) عنوان نكاح منتزع مىشود . بنابراين ، نمىتوان با عنوان ، اشاره به واقعيّت خارجى كرده و گفت : « هذا نكاح » يا « هذا ملكيّة » . به‌همين‌جهت به اسم ، محمول بالضّميمه گفته مىشود . زيرا وصف را ضميمه به ذات كرده و حمل بر ذات مىشود . مثلا حركات و اكوان به وصف صلاتيّت ، حمل برآن حركات شده و گفته مىشود : « هذه الحركات و السكنات صلاة » ولى عنوان را خارج محمول گويند . يعنى وصفى كه خارج ذات بوده و آن را ساخته و اختراع كرده و حمل بر ذات مىكنيم . البتّه بايد توجه داشت ؛ اسم يا عنوان دانستن صلاة ، غصب و غيره فرقى در مسئله نداشته و ثمره‌اى ندارد . چرا كه بالاخره در نظر مصنّف آنچه كه متعلّق احكام بوده و وجوب و حرمت به آن تعلّق مىگيرد ، عبارت از همان واقعيّت خارجى مثلا حركات و اكوان خارجيّه بوده كه مكلّف آن را ايجاد مىكند . به عبارت ديگر ؛ شارع مقصودش از « صلّ » ايجاد آن حركات و اكوان است و نه اسم يا عنوان اين حركات و اكوان . ( 2 ) - زيرا شارع ناگزير است با يك اسمى ، آن حركات و اكوان را به مكلّف معرفى كرده و با آن اسم به