تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
وجود دارد . « 1 » نيز همين‌طور است . يعنى بنا بر قول به اصالة الماهيّة نيز خود طبيعت ، مطلوب و متعلّق طلب نمىباشد . بلكه مطلوب ، آن است كه ماهيات در خارج ، از اعيان ثابته و واقعيّات خارجيّه شود . بنابراين ، اگرچه ماهيّات به لحاظ وجودشان بنا بر اصالة الماهيّة ، متعلّق طلب نبوده ولى در اينجا نيز شارع ، ماهيّات در خارج را به لحاظ در خارج بودنشان متعلّق طلب قرار داده و از عمد مىخواهد ماهيّات در خارج را از اعيان ثابته و واقعيّات خارجيّه قرار دهد . خلاصه آنكه مولى يا لحاظ وجود ماهيّت را كرده و آن را طلب مىكند تا از عبد صادر شود يا ماهيّات در خارج را لحاظ كرده و از عبد مىخواهد آن را از اعيان خارجيّه قرار داده و چيزى كه نبوده ، وجود پيدا كند . و امر به عكس مىباشد . « 2 »
هامش
( 1 ) - زيرا وجود مابازاء خارجى ندارد تا شارع امرش را متوجّه وجود ماهيّت كند . بلكه آنچه كه در خارج وجود دارد ، خود ماهيّت است . ( 2 ) - يعنى ماهيّت بنا بر اصالة الوجود ، به سبب و لحاظ وجود از اعيان ثابته و واقعيّات خارجيّه بوده ولى بنا بر اصالة الماهيّة ، به لحاظ خود ماهيّت و به سبب خودش ، از اعيان خارجيّه مىباشد . ولى در هر دو صورت ، مولى طلب صدور آن را از عبد و مكلّف دارد .