هرآينه ظاهر شد اينكه همانا وجهى نيست براى صحيح بودن عبادت ( مهمّ ) با مضادّه بودنش ( عبادت ) براى آنچه ( عبادتى ) كه آن ( عبادت ) اهمّ از اين ( عبادت مهمّ ) است مگر ملاك امر .
آرى ، در آنچه ( موردى ) كه باشد ( عبادت مهمّ ) موسّع و باشد ( عبادت مهمّ ) مزاحم شده به واسطهء اهمّ به بعضى از وقت نه در تمام آن ( وقت ) ، ممكن است اينكه گفته شود : همانا وقتى باشد امر به آن ( عبادت مهمّ ) بر حال خودش ( امر ) و اگرچه گرديده است ( عبادت مهمّ ) مضيّق به واسطهء خروج آنچه كه مزاحمت مىكند آن را اهمّ از افراد آن ( عبادت ) از تحت آن ( عبادت ) ، ممكن است اينكه آورده شود به آنچه ( عبادتى ) كه مورد مزاحمت قرار گرفته است ( عبادت ) از آن ( عبادت ) به داعى اين امر ( امر به عبادت نه امر به فرد ) ، پس همانا و اگرچه مىباشد فرد ( فرد مورد مزاحمت با اهمّ ) خارج از تحت آن ( عبادت ) به لحاظ آنكه آن ( عبادت ) مأمور بها است ، مگر آنكه همانا آن ( فرد مورد مزاحمت با اهمّ ) وقتى باشد ( فرد مورد مزاحمت با اهمّ ) وافى به غرض آن ( عبادت ) همچون باقى ( باقى افراد ) تحت آن ( عبادت ) ، مىباشد ( فرد خارج ) عقلا مثل آن ( باقى ) در اتيان كردن به آن ( باقى ) در مقام امتثال و اتيان كردن به آن ( باقى ) به داعى اين امر ( امر به عبادت ) بدون تفاوتى در نظر آن ( عقل ) بين اين دو ( فرد مورد مزاحمت و فرد غير مورد مزاحمت يا فرد خارج و فرد باقى ) اصلا .
و ادّعاى اينكه همانا امر ، ممكن نيست اينكه دعوت كند ( امر ) مگر به آنچه ( فردى ) كه آن ( فرد ) از افراد طبيعت مأمور بها است ، و آنچه ( فردى ) كه مورد مزاحمت است ( فرد ) از آن ( افراد طبيعت ) به واسطهء اهمّ ، و اگرچه مىباشد ( فرد مورد مزاحمت به واسطهء اهمّ ) از افراد طبيعت ، ولى همانا آن ( فرد مورد مزاحمت به واسطهء اهمّ ) نيست ( فرد مورد مزاحمت به واسطهء اهمّ ) از افراد آن ( طبيعت ) به لحاظ آنكه آن ( طبيعت ) مأمور بها است ، [ ادّعاى اينكه . . . ] فاسد است ، پس همانا اين ( داعى نبودن امر مگر به افراد طبيعت
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 524
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٥٢٤