غيرى ، پس بفهم .
كاملكننده : شبههاى نيست در اينكه همانا مقدّمهء مستحبّ ، همچون مقدّمهء واجب است ، پس مىباشد ( مقدّمهء مستحبّ ) مستحبّ اگر گفته شود به ملازمه . و امّا مقدّمهء حرام و مكروه ، پس ممكن نيست متّصف شود ( مقدّمه حرام و مكروه ) به حرمت يا كراهت ، زيرا از آن ( مقدّمهء حرام و مكروه ) چيزى ( مقدّمهاى ) است كه متمكّن است ( مكلّف ) با آن ( مقدّمه ) ترك حرام يا مكروه اختيارا همانطورىكه بود ( مكلّف ) متمكّن قبل از آن ( انجام مقدّمه ) ، پس دخالتى نيست براى اين ( مقدّمهاى كه با آن متمكّن از ترك حرام و مكروه بوده ) اصلا در حصول آن چيزى كه آن مطلوب است از ترك كردن حرام يا مكروه ، پس ترشّح نمىكند از طلب آن ( ترك حرام يا مكروه ) طلب ترك مقدّمهء اين دو ( حرام و مكروه ) . آرى ، آنچه ( مقدّمهاى ) كه متمكّن نيست ( مكلّف ) با آن ( مقدّمه ) از ترك مطلوب ( ترك حرام ) ناچارا مىباشد ( مقدّمه ) مطلوب التّرك ( حرام ) ، و مترشّح مىشود از طلب ترك اين دو ( حرام و مكروه ) طلب ترك خصوص اين مقدّمه ، پس اگر نباشد براى حرام مقدّمهاى كه باقى نمىماند با آن ( مقدّمه ) اختيار ترك آن ( حرام ) هرآينه متّصف نمىشود به حرمت مقدّمهاى از مقدّمات آن ( حرام ) .
گفته نشود ( اشكال نشود ) : چگونه ( چنين مقدّمهاى وجود دارد ) و حال آنكه ممكن نيست باشد فعلى مگر از مقدّمهاى كه ناچارا با آن ( مقدّمه ) وجود مىيابد ( فعل ) ، به دليل ضرورى بودن اينكه همانا شىء ( ذو المقدّمه ) تا وقتى كه واجب نشود ( شىء ) موجود نمىشود ( شىء ) .
پس همانا گفته مىشود ( جواب داده مىشود ) : آرى ، ناچارا مىباشد از جملهء آن ( مقدّمه ) آنچه ( مقدّمهاى ) كه واجب مىشود با آن ( مقدّمه ) صدور حرام ، ولى همانا اين ( مقدّمهاى كه صدور حرام با آن حتمى بوده ) لازم نيست اينكه باشد اين ( مقدّمهاى كه صدور حرام با آن حتمى بوده ) از مقدّمات اختيارى ، بلكه [ مىباشد ] از مقدّمات غير
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 438
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٤٣٨