تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
نيست وضوء را در وقت نماز به نيّت نماز گرفته و چنين نيّت كرد كه « وضوء مىگيرم براى نماز » بلكه كفايت مىكند كه مكلّف با نيّت و قصد قربت تنها انجام داده و چنين نيّت مىكند : « وضوء مىگيرم قربة الى اللّه » . « 1 » ب : بنا بر مبناى ديگر كه عبادى بودن و اعتبار قصد قربت در آنها ناشى از امر غيرى تعلّق گرفته به آنها بوده البتّه با توجيهاتى كه داشتند ، « 2 » آن‌وقت بايد قصد غايات آنها را نيز قصد كرد . زيرا امر غيرى صرفا براى توصّل به غير و يك واجب و غايتى بوده و قهرا امتثال هر امر غيرى با قصد توصّل غايت آن امر غيرى خواهد بود . مثلا وضوء اگر براى نماز گرفته مىشود ، بايد با نيّت و قصد توصّل به نماز بوده و چنين نيّت كرد : « وضوء مىگيرم براى نماز واجب ظهر قربة الى اللّه » يا « غسل مىكنم براى نماز واجب صبح قربة الى اللّه » . بنابراين ، اگر گرفتن وضوء در پيش از دخول وقت يا بعد از دخول وقت ، بدون قصد كردن غايتى از غايت ، مثلا به قصد ورود به مسجد يا مسّ كتابت قرآن و يا قرائت قرآن و يا خواندن نماز نباشد ، و تنها به قصد قربت وضوء بگيرد ، وضويش صحيح نيست . زيرا معناى امر غيرى بودن ، آن است كه براى غير يعنى براى ذى المقدّمه و غايتى اين امر صادر شده است . بنابراين ، امتثالش وقتى خواهد بود كه با قصد غايت آن امر غيرى باشد . « 3 » بلكه بايد گفت ؛ ملاك در عبادت بودن مقدّمه به لحاظ همين قصد توصّل به ذى
هامش
( 1 ) - چنان كه بعد از دخول وقت نيز مىتواند نيّت امر غيرى كرده و بگويد : « وضوء مىگيرم براى نماز ظهر واجب قربة الى اللّه » . يا قصد غايت كرده و بگويد : « وضوء مىگيرم براى قرائت قرآن قربة الى اللّه » . ( 2 ) - يعنى بر مبناى شيخ كه در هر سه راه حلّ ارائه‌شده توسط او ، عبادت بودن و معتبر بودن قصد قربت در طهارات ثلاث ناشى از تعلّق امر غيرى به آنها بوده با توجيهاتى كه در هريك از سه راه‌حلها داشتند كه از جمله ، قائل شدن به وجود دو امر در راه حلّ سوّم ايشان كه در همين بخش آمد مىباشد . ( 3 ) - مثلا تطهير لباس اگر بخواهد به نحو عبادت انجام گيرد ، بايد آن را به قصد غايتى از غايات انجام