تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
عبارت « ان يكون الخ » تأويل به مصدر رفته و نايب فاعل براى « يعتبر » مىباشد . او ترتّب . . . عليها . . . لو لم يترتّب عليها يكشف عن عدم وقوعها الخ : كلمهء « ترتّب » عطف به عبارت « ان يكون الخ » بوده و ضمير در هر سه « وقوعها » به مقدّمه و در « لم يترتّب » به ذو المقدّمه و در « يكشف » به عدم ترتّب برمىگردد . كما زعمه . . . فى وقوعها كذلك شىء منهما : ضمير مفعولى در « زعمه » به معتبر بودن ترتّب ذو المقدّمه بر مقدّمه و در « وقوعها » به مقدّمه و در « منهما » به قصد توصّل و ترتّب برگشته و مشاراليه « كذلك » بر صفت وجوب مىباشد . لم يكن . . . فيه واضح و لذا اعترف . . . بما لم يقصد به ذلك . . . ما قصد به . . . من الخ : ضمير در « لم يكن » به وجوب و در « فيه » به حكم عقل و در « اعترف » به شيخ انصارى و در « به » اوّلى به ماء موصوله به معناى مقدّمه و در « به » دوّمى به ماء موصوله كه « من المقدّمة » بيانش بوده برگشته و مشاراليه « ذا » دخيل نبودن قصد توصّل و مشاراليه « ذلك » قصد توصّل به ذو المقدّمه مىباشد .

شرح ( پرسش و پاسخ )

150 - سخن مصنّف در « تذنيب دوّم » در خصوص چه بوده و بيانش چيست ؟ ( الثّانى انّه قد . . . الطّلب بها اصلا )

ج : مىفرمايد : در رابطه با ثمرهء بحث در خصوص طريق و مبناى توجيه عبادى بودن و لزوم قصد قربت در طهارات سه‌گانه مىباشد . زيرا : الف : بنا بر مبناى ما كه دليل عبادى بودن و اعتبار قصد قربت در طهارات سه‌گانه را تعلّق امر نفسى مستحبّى به آنها دانستيم ، انجام آنها در هر زمان ، چه قبل از دخول وقت نماز يا بعد از دخول وقت نماز ، مىتواند با قصد قربت تنها ، يعنى با قصد امر استحبابى نفسى آنها صورت گيرد و نياز به قصد توصّل به غايتى از غايات آنها لازم نمىباشد . يعنى مثلا لازم