تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
و اطاعت امر ) ، بلكه همانا مىباشد ( اتيان طهارتها به عنوان عبادت و اطاعت امر ) به خاطر احراز كردن خود عنوانى كه مىباشد ( عنوان ) با اين عنوان ، موقوف عليها . و [ اشكال ] در اين ( تفصّى اوّل ) ، علاوه آنكه همانا اين ( قصد امر غيرى به خاطر قصد عنوان مأخوذ در طهارتها بوده ) اقتضاء نمىكند ( قصد ياد شده ) اتيان به آنها ( طهارتها ) را اين‌چنين ( به قصد وجوب غايى ) به دليل امكان اشاره كردن به عناوين آنها ( طهارتها ) كه مىباشند ( طهارتها ) با اين عناوين ، موقوفا عليها ، به نحو ديگرى ، هرچند [ باشد اشاره به عناوين ] با قصد امر آنها ( طهارتها ) به عنوان وصف نه غايت و داعى ، بلكه مىباشد داعى به اين حركات موصوف به بودنشان ( حركات ) مأمورا بها ، شىء ديگرى غير از امر آنها ( طهارتها ) ، [ اين تفصّى ] وافى نيست به دفع اشكال ترتّب ثواب بر آنها ( طهارتها ) ، چنان كه مخفى نمىباشد . دوّم اين دو ( وجهين ) : آن چيزى ( بيانى ) است كه محصّل اين ( بيان ) آن است ؛ همانا لزوم واقع شدن طهارتها ، عبادت ، همانا مىباشد ( لزوم ) به خاطر اينكه همانا غرض از امر نفسى به غايات اين‌ها ( طهارتها ) همان‌طورىكه ممكن نيست حاصل شود ( غرض امر نفسى به غايات طهارتها ) بدون قصد قربت با موافقت كردن آن ( امر نفسى ) همچنين ( مثل امر نفسى ) حاصل نمىشود ( غرض ) تا وقتىكه اتيان نشود به آنها ( طهارتها ) اين‌چنين ( به قصد قربت ) نه به واسطهء اقتضاء امر غيرى آنها ( طهارتها ) . و خلاصه ، وجه لزوم اتيان آنها ( طهارتها ) به نحو عبادت ، همانا اين ( لزوم ) براى خاطر آن است كه همانا غرض در غايات ( ذىالمقدّمه‌ها ) حاصل نمىشود ( غرض ) مگر با اتيان خصوص طهارتها از بين مقدّمات آنها ( غايات ) همچنين ( مثل غايات ) به قصد قربت . و [ اشكال ] در اين ( تفصّى دوّم ) است همچنين ( مثل اوّل ) : همانا اين ( تفصّى دوّم ) وافى نيست به دفع اشكال مترتّب شدن ثواب بر آنها ( طهارتها ) . و اما آنچه ( بيان و جوابى ) كه گفته شده است در تصحيح كردن اعتبار قصد اطاعت در عبادات - از التزام شدن به دو امر : يكى از آن دو ( امرين ) مىباشد ( يك امر ) متعلّق به خود