تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
استحقاق عقوبت داشتن بر مخالفت كردن ( مخالفت واجب نفسى كردن ) هنگام ترك مقدّمه ، و به سبب زياد شدن ثواب بر موافقت كردن ( موافقت واجب نفسى كردن ) در آنچه ( موردى ) كه اگر اتيان كند ( مكلّف ) به مقدّمات به لحاظ آنكه آنها ( مقدّمات ) مقدّمات براى آن ( واجب ) هستند ، از باب اينكه همانا آن ( واجب نفسى و ذى المقدّمه ) مىشود ( واجب نفسى ) در اين هنگام ( حين اتيان بالمقدّمات ) از افضل اعمال ، چرا كه گرديده است ( واجب نفسى ) اشقّ آنها ( اعمال ) ، و بر اين ( افضل اعمال بودن ) تنزيل مىشود آنچه كه وارد شده است در اخبار از ثواب بر مقدّمات يا [ تنزل مىشود ] بر تفضّل ، پس خوب تأمّل كن . و اين ( تنزيل بر افضل الاعمال يا تفضّل كردن ) به دليل بديهى بودن آن است كه همانا موافقت امرى غيرى به لحاظ آنكه آن ( امر غيرى ) امر است نه به لحاظ آنكه آن ( امرى غيرى ) شروع در اطاعت كردن امر نفسى بوده ، موجب نمىشود ( موافقت امر غيرى ) قربى را و نه [ موجب نمىشود ] مخالفت كردن آن ( امر غيرى ) به لحاظ آنكه آن ( امر غيرى ) اين‌چنين ( امر بوده و نه شروع در عصيان امر نفسى باشد ) بعدى را ، و حال آنكه ثواب دادن و عقاب كردن همانا مىباشند ( ثواب و عقاب دادن ) از تبعات قرب و بعد .

اشكال و دفع :

امّا اوّل ( اشكال ) : پس همانا اين ( اشكال ) ، آن است كه همانا وقتى باشد امر غيرى به لحاظ آنكه آن ( امر غيرى ) اطاعتى نيست براى آن ( امر غيرى ) و قربى نيست در موافقت كردنش ( امر غيرى ) و ثوابى نيست بر امتثال كردنش ( امر غيرى ) ، پس چگونه است حال بعضى از مقدّمات همچون طهارت ( وضوء ، غسل و تيمّم ) ؟ چرا كه شبهه‌اى نيست در حاصل شدن اطاعت و قرب و ثواب با موافقت كردن امر آنها ( طهارتها ) ، اين ( اشكال ) را داشته باش ، علاوه آنكه همانا امر غيرى ، شبهه‌اى نيست در بودنش ( امر غيرى ) توصّلى و حال آنكه هرآينه اعتبار شده است در صحيح بودن آنها ( طهارتها ) اتيان كردن آنها ( طهارتها ) با قصد قربت . و امّا دوّم ( دفع اشكال ) : پس
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 253 | حسن سيد اشرفى