فالمرجع هو الاصول العمليّة : ضمير « هو » به « المرجع » برمىگردد .
احدهما : ضمير در « احدهما » به وجهين برگشته و كلمهء « احدهما » مبتدا بوده و خبرش عبارت « انّ » با اسم و خبرش مىباشد .
يكون شموليّا : ضمير در « يكون » به اطلاق هيئت برمىگردد .
لافراده : ضمير در « افراده » به عامّ برمىگردد .
يشمل جميع التّقادير : ضمير در « يشمل » به « وجوب الاكرام » برمىگردد .
يمكن ان يكون تقديرا به : ضمير در « ان يكون » اسم براى « يكون » و به « جميع التّقادير » برگشته و كلمهء « تقديرا » خبر و جار و مجرور « له » كه ضمير در آن به « وجوب اكرام » برگشته ، متعلّق به « تقديرا » و عبارت « ان يكون الخ » تأويل به مصدر رفته و فاعل براى « يمكن » بوده و جملهء « يمكن الخ » نيز صلهء موصول « الّتى » كه صفت براى « التّقادير » مىباشد .
يكون بدليّا : ضمير در « يكون » به اطلاق مادّه برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
103 - مصنّف با توجه به مناط در فعليّت و حالى بودن وجوب مقدّمهء وجوديه كه ناشى از وجوب ذى المقدّمه بوده بنا بر ملازمه چه نتيجهگيرى مىكند ؟ ( اذا عرفت . . . كما لا يخفى )
ج : مىفرمايد : وقتى ملاك در فعلى بودن وجوب مقدّمه ، وجوب ذى المقدّمه باشد و قائل به ملازمه هم باشيم ، اشكالى در وجوب اتيان مقدّمه قبل از زمان واجب در وقتى كه مكلّف قادر بر انجام آن مقدّمه بعد از فرا رسيدن زمان واجب نباشد نيست در واجباتى كه وجوبشان مطلقا حالى باشد هرچند وجوبشان مشروط به شرط متأخّرى باشد كه معلوم الوجود بعد از فرا رسيدن زمان واجب باشد . « 1 »
هامش
( 1 ) - يعنى اعمّ از اينكه واجب ، واجب مطلق معلّق باشد كه وجوب در آن مشروط به شرطى نيست بلكه