تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
براى جلب ثواب و دفع عقاب ، واجب را انجام دهد . پس ناچارا بعث و امر مولى هميشه تعلّق به واجبى مىگيرد كه زمانا متأخّر از بعث مىباشد . « 1 »

93 - ممكن است گفته شود در ساير واجبات غير از واجب معلّق ، فاصله زمانى بين بعث مولى و انجام واجب خيلى كم است ولى در واجب معلّق زياد مىباشد . « 2 » جواب مصنّف چيست ؟ ( و لا يتفاوت طوله و . . . فى اذهان بعث الطّلاب )

ج : مىفرمايد : در ملاك استحاله و امكان انفكاك اراده از مراد كه حاكم به آن عقل بود فرقى ندارد كه اين انفكاك با زمان كم يا با زمان طولانى باشد . « 3 » و قسم به حال خودم اين مطلب را كه ذكر كرديم خيلى واضح بوده و ابهامى در آن نيست . « 4 » و طول دادن در
هامش
( 1 ) - يعنى همين تصوّر كردن و بعد بلند شدن براى اتيان و انجام واجب ، زمانى است كه فاصله مىباشد بين زمان بعث و امر مولى با زمان اتيان و انجام واجب و از آنجا كه در همهء واجبات ، انگيزه از بعث ، ايجاد داعى در مكلّف براى اتيان واجب و مكلّف به مىباشد ناچارا و بايد هميشه اين فاصله زمانى باشد . ( 2 ) - يعنى قبول داريم كه در همهء واجبات ، بين ايجاب مولى و واجب فاصله وجود دارد ولى اين فاصله كم است مثلا چند دقيقه يا چند ساعت مىباشد . ولى در واجب معلّق مثل حجّ اين فاصله چند روز يا چند ماه مىباشد . ( 3 ) - يعنى ملاك استحاله ، حكم عقل به عدم انفكاك بين اراده و مراد بود . چرا كه رابطهء اين دو را رابطهء علّت و معلول مىداند و عقل انفكاك زمانى را به هر نحو اعمّ از كم يا زياد بين علّت و معلول ممتنع مىداند . بنابراين ، وقتى وجدانا مىيابيم كه مثلا در زمان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم وقتى ايشان امر به صلاة يا زكات و غيره كردند بين زمان امر ايشان با زمان اتيان واجب توسط اصحاب و مكلّفين فاصله وجود دارد و يا در زمان حال وقتى زمان نماز ظهر فرا مىرسد و امر مولى فعليّت پيدا مىكند ولى مكلّف چند دقيقه يا چند ساعت بعد نماز را مىخواند و اين فاصله زمانى وجود دارد بايد گفت ؛ استدلال به امتناع انفكاك بين ارادهء تشريعيّه با واجب به دليل آنكه در ازاء اراده و مراد تكوينيّه بوده حرفى نادرست مىباشد . ( 4 ) - اينكه دائما بين ارادهء تشريعيّه يعنى امر مولى با واجب فاصله زمانى وجود دارد .