ثم انّه قد انقدح ممّا حقّقناه انّه الخ : ضمير در هر دو « انّه » به معناى شأن بوده و منظور از « ممّا حقّقناه » آن بوده كه اختلاف اسم با حرف در معنا و موضوع له آنها نبوده بلكه در نحوهء ارادهء معنا از هركدام مىباشد .
و انّ تشخّصه : ضمير در « تشخّصه » به مستعمل فيه برگشته و منظور از تشخّص مستعمل فيه نيز آن است كه به فرد مشخّصى در خارج مثل زيد ، بكر و عمر اشاره مىشود .
استعمالها : ضمير در « استعمالها » به اسمهاى اشاره و ضمير برمىگردد .
ليشار بها الى معانيها : هر دو ضمير در « بها » و « معانيها » به اسماء اشاره و ضماير برمىگردد .
و كذا بعض الضمائر : منظور ضماير غايب مىباشند .
و بعضها : ضمير در « بعضها » به ضماير برگشته و منظور ضماير متكلّم و حاضر مىباشد .
و الاشارة و التّخاطب : كلمه « واو » حاليه بوده و كلمه « الاشارة و التّخاطب » مبتداء و « يستدعيان » خبر آن دو و جمله هم جملهء حاليه مىباشد .
فدعوى انّ الخ : كلمهء « دعوى » مبتداء و خبرش « غير مجازفة » بوده كه چند سطر بعد مىآيد .
و تشخّصه انّما جاء الخ : ضمير در « تشخّصه » به مستعمل فيه برمىگردد .
بهذا الالفاظ اليه : ضمير در « اليه » به مفرد مذكر برگشته و منظور از « هذا الفاظ » نيز « هذا » ، « هو » و « ايّاك » مىباشد .
لا يكاد يكون الّا الى الشّخص او معه : ضمير در « يكون » به هريك از اشاره و تخاطب و ضمير در « معه » به شخص برگشته و جار و مجرور « الى الشّخص » متعلق به اشاره و « معه » متعلّق به تخاطب مىباشد
غير مجازفة : خبر براى « دعوى » مىباشد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 85
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٨٥