تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
باشد ولى غرض واضع از وضع كلمهء « من » براى ابتداء آن بوده كه به‌گونه ربطى و آلى اراده شود ولى در كلمهء « الابتداء » به نحو استقلال اراده شود . بنابراين ، عدم صحّت كاربرد هريك به جاى ديگر نه به خاطر موضوع له آنها كه يكى خاصّ و ديگرى عامّ بوده مىباشد ، بلكه به خاطر وضع واضع و غرض وضع بوده كه در يكى غرض از وضع به نحو آليّت و در ديگرى به نحو استقلاليّت است و قبلا هم گفته شد ؛ نحوهء ارادهء معنا كه در يكى آلى بودن و در ديگرى استقلالى بودن است سبب نمىشود كه نحوهء ارادهء معنا ، قيد معناى لفظ و از خصوصيات و مقوّمات موضوع له آنها شود .

72 - نظر مصنّف در رابطه با موضوع له و مستعمل فيه جملات و صيغه‌هاى خبر و انشاء چيست ؟ ( ثمّ لا يبعد . . . فتأمّل )

ج : مىفرمايد : بعيد نيست بگوييم ؛ اختلاف در خبر و انشاء همانند اختلاف در معانى حرفى و اسمى در نحوهء استعمال و غرض از وضع است . يعنى موضوع له و مستعمل فيه هر دو عبارت از نسبت دادن مبدأ به ذات بوده ولى غرض وضع در خبر حكايت از وقوع نسبت در ظرف و موطن آنكه زمان ماضى حال يا آينده بوده مىباشد مثل « ضرب زيد - سوف يضرب زيد » و در انشاء ايجاد نسبت است مانند « اضرب و لا تضرب » . « 1 »
هامش
( 1 ) - ولى بايد گفت : صيغه‌ها و جملات به سه دسته هستند 1 - بعضى فقط براى انشاء بوده مانند صيغه‌هاى امر و نهى 2 - بعضى فقط براى خبر مىباشند مانند جمله‌هاى اسميّه و فعلهاى مضارع ( حال آينده ) 3 - بعضى نيز مشتركند مانند فعل ماضى همچون « بعت » و « انكحت » كه مىتواند هم خبرى بوده و معناى ماضى داشته باشد و هم انشائيّه و براى تحقّق و ايجاد معنا باشد . شايد عبارت « فتامل » ظاهرا اشاره به اين معناست كه بيان ايشان در رابطه با موضوع له و مستعمل فيه جملات خبرى و انشائى كه فرمود : يكى است و اختلافشان تنها در نحوهء استعمال و غرض از وضع بوده فقط در جملات و صيغه‌هاى مشترك صحيح بوده است ولى در صيغه‌هاى ديگر صحيح نبوده بلكه موضوع له و مستعمل فيه آنها مختلف است .