تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
از « فيما له الوضع » معنا و موضوع له مىباشد . لا يكاد يمكن ان يكون من خصوصيّاته و مقوّماته : ضمير در « يكون » به نحوهء ارادهء معنا برگشته و منظور از « خصوصياته » يعنى نحوه ارادهء معنا قيد موضوع له باشد و منظور از « مقوماته » يعنى نحوه ارادهء معنا جزء موضوع له باشد و معناى عبارت چنين است « ممكن نيست كه نحوه ارادهء معنا قيد و جزء موضوع له باشد » . ايضا كذلك : مقصود از « كذلك » همچون اختلاف در اسم و حرف بوده و منظور از « ايضا » اينكه اختلاف در آنها در نحوهء ارادهء معنا مىباشد و نه در خود معنا و موضوع له . فى حكاية ثبوت معناه فى موطنه : ضمير در « معناه » به خبر و در « موطنه » به معنا برگشته و موطن معنا نيز اعمّ از ذهن و خارج است . مثلا « زيد قائم يا قام زيد » هر دو جملهء خبريّه هستند و حكايت مىكنند از معناى خودشان كه قيام زيد باشد در موطن معنايشان كه خارج است . ولى در مثل جملهء « الانسان نوع يا الانسان كلّى » اگرچه خبريّه بوده و حكايت از معناى خودشان كه كلّى بودن يا نوع بودن انسان باشد مىكند ولى موطن اين معنا در ذهن است . چرا كه نوعيّت و كليّت از مقولات ثانويه و انتزاعى بوده كه تنها وجود ذهنى دارند . فى قصد تحقّقه و ثبوته : ضمير مجرورى در « تحقّقه » و « ثبوته » به معنا برمىگردد و اينكه در رابطه با انشاء نگفت : « فى موطنه » براى اين است كه موطن و ظرف انشاء يكى و آن‌هم خارج مىباشد . مثال براى انشاء آنكه گفته مىشود : « انكحت ، بعت و اشتريت » كه در « انكحت » منظور تحقّق معناى نكاح و در « بعت » تحقّق معناى فروختن و در « اشتريت » تحقّق معناى خريد در خارج مىباشد . و ان اتّفقا فيما استعملا فيه : ضمير در « اتّفقا » به خبر و انشاء برگشته و منظور از « فيما استعملا فيه » موضوع له مىباشد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 84 | حسن سيد اشرفى