تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
ابتداى كوفه و انتهاى بصره و يا در اسماء اشاره نيز اگرچه معناى متصوّر آنها نزد واضع ، معناى كلّى اشاره بوده و مشاراليه تصوّر شده كلّى است ولى لفظ « هذا » را وضع مىكند براى مشاراليه تصوّر جزئى يعنى « هذا الرجل » . 3 - وضع خاصّ و موضوع له خاصّ : واضع ، در هنگام وضع ، معناى جزئى را تصوّر مىكند و لفظ را براى همين معناى جزئى وضع مىكند . مثل اعلام شخصى مصنّف معتقد است كه قسم دوم اگرچه امكان وقوعى دارد ولى واقع نشده است .

58 - نظر ديگر در رابطه با وضع و موضوع له و مستعمل فيه حروف و اسمهاى اشاره و موصولات از كيست و نظر مصنّف چيست ؟ ( كما توهّم . . . فيها خاصّ )

ج : مىفرمايد : از صاحب فصول بوده كه مىگويد : « 1 » وضع در حروف ، اسماء اشاره و موصولات ، عامّ و موضوع له آنها نيز عامّ بوده ولى مستعمل فيه آنها خاصّ است . مثلا ضمائر ، هم وضعشان عامّ بوده و هم موضوع له آنها عامّ است ولى استعمالشان هميشه در معناى جزئى مىباشد . مصنّف همان‌طور كه قبول نداشت موضوع له در حروف و اسماء ملحق به آنها خاصّ بوده و وقوع چنين وضعى را قبول نداشت اين قول را هم قبول ندارد .

59 - نظر مصنّف در رابطه با وضع حروف ، اسماء اشاره و موصولات چيست ؟ ( مع كون . . . عامّا )

ج : مىفرمايد : وضع و موضوع له در حروف ، اسماء اشاره و موصولات هر دو عامّ است .

60 - جواب مصنّف به صاحب فصول كه گفت : موضوع له حروف ، اسماء اشاره ، موصولات و ضمائر عامّ بوده ولى در هنگام استعمال ، در معناى جزئى به كار رفته و مستعمل فيه آنها جزئى مىباشد چيست ؟ ( و التّحقيق حسبما . . . بل كلّيّا )

ج : مىفرمايد : مىبينيم كه در بسيارى از مواقع نيز مستعمل فيه حروف در خارج عامّ است
هامش
( 1 ) - « الفصول الغرويّة / 16 ، در وضع » .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 72 | حسن سيد اشرفى