معناى و حروف و نظاير آن همين است .
64 - فرق ميان « من » كه براى ابتدا بوده با كلمهء « الابتداء » كه آنهم به معناى ابتدا مىباشد و يا « الى » كه به معناى انتها بوده با كلمهء « الانتهاء » و مانند آنها چيست ؟ ( توضيح از خارج )
ج : واضع ، معناى حروف را به هنگام وضع به اين صورت كه وجودشان ربطى و غير استقلالى و وسيله براى غير بوده لحاظ كرده ولى معناى « الابتداء » يا « الانتهاء » و مانند آن را مستقلا لحاظ كرده است . بنابراين مىتوانيم بگوييم : « الابتداء خير من الانتهاء » معناى ابتداء را با كلمهء « الابتداء » مبتدا قرار دهيم ولى نمىتوانيم بگوييم « من خير من الانتهاء » و منظورمان از « من » نيز معناى ابتداء باشد . زيرا معناى ابتدا براى كلمهء « من » وقتى است كه رابط بين كلمات ديگر باشد .
65 - تشبيه معناى حرفى با عرض در كلام مصنّف به چه معناست ؟ ( و يكون حاله . . . فى مفهوم آخر )
ج : مىفرمايد : در توضيح جزئى ذهنى بودن حروف مىگوييم : حال حروف به هنگام وضع همانند عرض بوده همانطور كه عرض اگرچه فى نفسه وجود دارد ولى در عالم خارج وجودش هميشه در ضمن غير كه جوهر باشد محقّق مىشود ، معناى حرفى حروف و نظاير آن نيز چنين بوده كه اگرچه معناى اين كلمات فى نفسه وجود دارد ولى هميشه به هنگام واضع در نزد وضع به عنوان وسيله براى غير بودن و اينكه وجودش رابط براى غير بوده لحاظ مىشود . بنابراين معناى اين حروف در وجود ذهنى هميشه با مفهوم ديگرى يعنى وسيله براى غير بودن لحاظ و متصوّر مىشود .
66 - عبارت « و لذا قيل فى تعريفه بانّه دلّ على معنى فى غيره » اشاره به چيست ؟
ج : مىفرمايد : چون معناى حرفى حروف و نظاير آن هميشه در نظر واضع با وجود ربطى و وسيله براى غير بودن لحاظ مىشود بههمينجهت در تعريف حرف گفته شده كه حرف