تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠

54 - اگر از تصوّر معناى خاصّ مىتوان تصوّر معناى عامّ نمود و بعد هم مىتوان لفظ را براى همين معناى عامّ قرار داد آن‌وقت مىشود وضع خاصّ و موضوع له عامّ كه آن را مصنّف قبول نداشت بنابراين ، وضع چهار قسم است و نه سه قسم ؟ ( فيكون الوضع . . . و هو العامّ )

ج : مىفرمايد : بايد توجه داشت كه گاهى گفته مىشود خاصّ آينه و وسيلهء لحاظ عامّ باشد كه اين مورد را گفتيم امكان وقوعى ندارد . ولى گاهى تصوّر معناى خاصّ سبب مىشود كه به تصوّر معناى عامّ منتقل شويم . به عبارت ديگر خاصّ ، ما را به ياد عامّ مىاندازد به گونه‌اى كه عامّ ، خودش مستقلا در ذهن حاضر مىشود و نه اينكه خاصّ آينهء آن باشد . در چنين وقتى كه ما منتقل به تصوّر عامّ شده‌ايم ، در واقع ديگر ملحوظ ، عامّ بوده و اگر لفظ را هم براى همين عامّ قرار دهيم آن‌وقت موضوع له نيز عامّ مىشود . پس در اين صورت وضع عامّ و موضوع له عامّ است و نه اينكه وضع خاصّ و موضوع له عامّ باشد .

55 - چه فرقى است بين صورتى كه از تصوّر معناى خاصّ منتقل به تصوّر معناى عامّ شويم با صورتى كه تصوّر معناى خاصّ آينه و وسيله نشان دادن عامّ باشد ؟ ( و فرق واضح . . . امر آخر )

ج : مىفرمايد : در صورت اول كه تصوّر معناى خاصّ تداعىكنندهء تصوّر عامّ و موجب انتقال به آن باشد بايد گفت ؛ عامّ به صورت مستقل تصوّر شده و خاصّ آينه و وسيلهء نشان دادن آن نبوده تا اشكال شود كه خاصّ به دلايلى كه گفته شد نمىتواند نشان‌دهندهء عامّ باشد . ولى در صورتى كه تصوّر خاصّ آينه و وسيلهء نشان دادن عامّ باشد ديگر ، عامّ به صورت مستقلّ لحاظ نشده بلكه تصوّرش به واسطهء تصوّر خاصّ خواهد بود كه گفته شد ؛ چنين تصوّرى امكان تحقّق ندارد . زيرا تصوّر عامّ به سبب تصوّر خاصّ به دلايلى كه گفته شد امكان تحقّق ندارد .