56 - عبارت ( و لعلّ خفاء ذلك على بعض الاعلام . . . مع انّه واضح لمن كان له ادنى تامّل ) ناظر به چه مطلبى بوده و منظور از بعض الاعلام كيست ؟
ج : مىفرمايد : منظور از بعض الاعلام ، مرحوم ميرزا حبيب ا . . . رشتى قدّس سرّه بوده كه در كتاب بدائع الافكار ، قسم چهارم از وضع يعنى وضع خاصّ و موضوع له عامّ را ممكن دانسته است . مصنّف در توجيه نظر مرحوم رشتى قدّس سرّه مىفرمايد : « 1 » اينكه اين بزرگوار چنين قسمى از وضع را قبول دارند شايد به جهت آن است كه مطلب گفته شده از طرف ما بر او مخفى مانده و ايشان بين وقتى كه تصوّر خاصّ موجب انتقال و يادآورى عامّ شود و عامّ مستقلا تصوّر شود با وقتى كه تصوّر خاصّ آينه و وسيلهء نشان دادن عامّ بوده و عامّ به واسطهء خاصّ لحاظ شود را فرق نگذاشته است . زيرا گفته شد ؛ اينكه خاصّ آينه باشد براى عامّ و تصوّر عامّ به تبع تصوّر خاصّ باشد امكانپذير نبوده ولى اينكه خاصّ موجب يادآورى و انتقال به معناى عامّ باشد بهنحوىكه عامّ مستقلا تصوّر شود ممكن بوده ولى ديگر وضع ، عامّ و موضوع له نيز عامّ مىشود .
57 - اقسام وضع را از نظر امكان وقوعى با مثال بيان كرده و نظر مصنّف چيست ؟ ( ثم انّه . . . من الاسماء )
ج : مىفرمايد : 1 - وضع عامّ و موضوع له عامّ : مثلا واضع ، معناى حيوان ناطق را كه كلّى است تصوّر مىكند و لفظ انسان را براى همين معناى حيوان ناطق كه معناى كلّى ذهنى است قرار مىدهد . اسماء اجناس همه از اين قسم است . مثل شجر ، انسان و مانند آن .
2 - وضع عامّ و موضوع له خاصّ : واضع ، معناى كلّى را مثلا ابتداء و انتهاى كلّى را كه معنايى كلّى بوده تصوّر مىكند ولى لفظ « من و الى » را وضع مىكند براى مصاديق و افراد خارجى اين كلّى يعنى براى ابتداء و انتهاى جزئى در خارج كه متشخّص هستند . مثل
هامش
( 1 ) - « البدائع / 39 » در تقسيم وضع به عامّ و خاصّ » .