تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
( علمهاى شخصى ) و همچنين شكّى نيست در وضع عامّ و موضوع له عامّ مانند وضع اسماء جناس . و امّا وضع عامّ و موضوع له خاصّ ، پس هرآينه پنداشته شده است به اينكه همانا آن ، ( وضع عامّ و موضوع له خاصّ ) وضع حروف است و آنچه كه ملحق شده است به آنها ( حروف ) از اسماء ( اسمهاى هم معناى حروف ) چنان كه پنداشته شده است همچنين به اينكه همانا مستعمل فيه در آنها ( حروف و اسماء ملحق‌شده ) خاصّ است با آنكه موضوع له همچون وضع ، عامّ است .

و تحقيق [ حال مستعمل فيه و موضوع له در آنها ]

- بنا بر آنچه مىرسد به آن ( تحقيق ) نظر دقيق - اينكه همانا حال مستعمل فيه و موضوع له در آنها ( حروف و اسماء ملحق شده ) حال آن دو ( مستعمل فيه و موضوع له ) است در اسماء ( اسماء جناس ) . و اين ( يكسان بودن ) براى آن است كه همانا خصوصيّت پنداشته شده اگر باشد آن ( خصوصيّت پنداشته شده ) موجب براى بودن معناى اختصاص داده شده به آنها ( حروف و اسماء محلق به آنها ) جزئى خارجى ، پس از واضحات است كه همانا بسيارى از موارد نمىباشد مستعمل فيه در آنها ( حروف ) اين‌چنين ( جزئى خارجى بودن ) بلكه [ مىباشد ] كلّى . و براى همين ( جزئى خارجى نبودن مستعل فيه ) متوسّل شده‌اند بعضى از بزرگان به قرار دادن آن ( مستعمل فيه در حروف و اسماء محلق به آنها ) را جزئى اضافى و اين ( سخن ) آن‌چنان است كه مىبينى ( باطل است ) .

نكات دستورى و توضيح واژگان

يوجب تصوّره تصوّر العامّ بنفسه : ضمير در « تصوّره » به خاصّ و در « بنفسه » به عامّ برگشته و معناى « بنفسه » مستقلا بوده يعنى عامّ مستقلا و نه در تحت خاصّ ، تصوّر شود . فيوضع له اللّفظ : ضمير در « له » به عامّ برمىگردد . و هذا بخلاف الخ : مشاراليه « هذا » تصور خاصّ موجب تصور عامّ به صورت مستقل شده مىباشد .