تحقّق غرض يك علم سبب مىشود كه مسائل آن علم باشند ، بنابراين ، ممكن است در مواردى مسائلى از دو يا چند علم باهم تداخل پيدا كنند .
13 - با چه ملاكى مىتوان مسائلى را كه در دو علم باهم تداخل پيدا كردهاند متمايز از يكديگر دانست ؟ ( توضيح از خارج )
ج : با ملاك دخالتشان در غرض مترتب برآن علم . مثلا مسئلهء « عدم جواز غيبت » به دليل دخالتش در غرض علم فقه كه بيان افعال مكلّفين بوده از مسائل علم فقه و به جهت دخالتش در غرض علم اخلاق كه اكمال صفات حسنه اخلاقى در انسان و ازالهء صفات ناپسند اخلاقى از او بوده از مسائل علم اخلاق و به جهت دخالتش در غرض علوم ديگر مثل روانشناسى از مسائل علم روانشناسى مىباشد .
14 - آيا ممكن است تمامى مسائل دو علم يا چند علم باهم تداخل پيدا كرده و مشترك باشند ؟ در صورتى كه مشترك باشند چه اشكالى پيش مىآيد ؟ ( لا يقال على . . . و اخرى لاحدهما )
ج : مىفرمايد : اينكه تمامى مسائل دو علم باهم مشترك باشند بهگونهاى كه همهء اين مسائل ملازم با غرض هريك از علوم باشند عقلا محال نيست ولى علاوه بر آنكه امرى بعيد بوده عادتا محال است . ولى اگر چنين شد بايد گفت : ديگر تدوين دو علم صحيح نيست بلكه بايد يك علم تدوين كرد كه يك بار بحث از اين مسائل به جهت هر دو غرض و بار ديگر به جهت غرض ديگر بشود .
15 - آيا تدوين دو علم جداگانه در وقتى كه بعضى از مسائل آن دو علم باهم مشتركند صحيح است ؟ ( و هذا بخلاف . . . ممّا لا يخفى )
ج : مىفرمايد : اينجا به خلاف وقتى است كه همهء مسائل باهم مشترك باشند . زيرا تدوين دو علم با دو غرض مختلف هرچند بعضى از مسائل آن باهم مشتركند پسنديده بوده و نيكو بودن چنين موردى پوشيده نيست .