حرمت بر غيبت و دروغ و مصلحت ، واسطهء عروض وجوب بر نماز كه فعل مكلّفين بوده مىباشد . ولى واسطهاى است كه با ذات اين افعال يعنى نماز و غيبت و دروغ مباين بوده و بنا بر تقسيمبندى مشهور چنين عرضى را عرض غريب گويند نه عرض ذاتى و در نتيجه بحث از حرمت غيبت و دروغ و بحث از وجوب نماز ، بحث از عوارض ذاتى فعل مكلّف نبوده و داخل در موضوع علم فقه نخواهد بود . امّا بنا بر نظر مصنّف اين قسم از عرض نيز عرض ذاتى بوده و بحث از اين امور ، داخل در موضوع علم فقه مىباشد .
8 - موضوع هر علم در خارج و تحقّق عينى آن چيست ؟ ( هر نفس موضوعات . . . و الطّبيعىّ و افراده )
ج : مىفرمايد : موضوع هر علم در تحقّق خارجىاش همان موضوعات مسائل آن علم مىباشد كه باهم در خارج متّحد بوده ولى از نظر مفهومى و ذهنى مغايرند . مثل تغاير كلّى با مصاديق آن و تغاير طبيعى با افرادش . همانند تغاير انسان با زيد ، عمر و غيره كه انسان كلّى بوده كه با زيد مفهوما متغايرند ولى از نظر مصداقى در خارج يكى هستند يعنى انسان در تحقّق خارجىاش همان زيد ، عمر و غيره است .
9 - با مثال توضيح دهيد : چگونه موضوع هر علم در تحقّق خارجىاش همان موضوعات مسائل آن علم بوده ولى تغاير مفهومى دارند ؟ ( توضيح از خارج )
ج : هر مسألهاى تشكيل شده از موضوع و محمول . مثلا مسئلهء « الامر يدلّ على الوجوب » مركّب از موضوع « الامر » و محمول « يدلّ على الوجوب » مىباشد .
حال مىگوييم : موضوع علم اصول ( هر معنايى باشد ) در خارج همان « امر » بوده كه موضوع است براى قضيهء « الامر يدلّ على الوجوب » ولى ميان موضوع علم اصول و امر تغاير مفهومى و ذهنى است . يعنى در ظرف ذهن دو چيز بوده ولى در خارج يكى هستند .
بنابراين صحيح است بگوييم : « الامر موضوع من موضوعات علم الاصول » .
10 - مسائل هر علم عبارت از چيست ؟ ( و المسائل عبارة . . . قضايا متشتّتة )
ج : مىفرمايد : عبارت از مجموعه قضايايى ( موضوع و محمول ) مختلف و پراكنده بوده