تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
د - استعمال لفظ در معانى متعدّد به نحو جداگانه و مستقلّ از ديگرى . مثل استعمال لفظ « عين » در چشم و چشمه . يعنى لفظ « عين » مستقلا و علىحدّه بر هريك از دو معنا دلالت داشته باشد همان‌طور كه اگر فقط در چشم يا چشمه استعمال مىشد ، دلالتش به نحو استقلال و انفراد از ديگرى بود الآن نيز كه لفظ « عين » در اكثر از يك معنا استعمال شده است ، دلالتش بر هريك از معانى به نحو استقلال و انفراد باشد كه اين نحوهء استعمال ، در مشترك لفظى خواهد بود .

293 - آيا استعمال لفظ در اكثر از يك معنا جايز بوده و محلّ نزاع در كدام‌يك از صورتهاى چهارگانه مىباشد ؟ ( الثّانى عشر انّه . . . فى الاكثر عقلا )

ج : مىفرمايد : اوّلا : محلّ نزاع در صورت چهارم يعنى استعمال لفظ در اكثر از يك معنا به نحو مشترك لفظى مىباشد . زيرا بقيّهء موارد ، در حقيقت استعمال لفظ در اكثر از يك معنا نمىباشد . چرا كه در آنها يك معنا وجود دارد كه عبارت از معناى كلّى قدر مشترك ، كلّى طبيعى مهمله ، عامّ مجموعى بوده كه منطبق بر افراد و مصاديق متعدّدى به نحوى كه گفته شد مىشود . به عبارت ديگر ، در معانى كثيره استعمال نشده‌اند بلكه در يك معنا استعمال شده‌اند ولى منطبق بر مصاديق و افراد زيادى مىشوند . چنان كه در الفاظ مشترك لفظى نيز مىتوان چنين استعمالى داشت . مثلا لفظ عين در معناى كلّى و طبيعت چشم كه منطبق بر افراد زيادى بوده استعمال شود . پس محلّ نزاع به دليل ياد شده فقط در الفاظى است كه مشترك لفظى بوده و در اكثر از يك معنا به صورت مستقلّ و منفرد استعمال شوند . ثانيا : منصّف مىفرمايد : در جواز اين استعمال و امكان آن اختلاف وجود دارد « 1 » كه نظر ايشان عدم جواز عقلى يعنى امتناع عقلى چنين استعمالى مىباشد .
هامش
( 1 ) - « قوانين الاصول 1 / 67 » و « معالم الدّين فى الاصول / 32 » .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 311 | حسن سيد اشرفى