تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
الجواز الخ » خبرش مىباشد . و توقيفيّته لا يقتضى عدم الجواز : كلمهء « توقيفيّته » عطف به « كون الوضع » بوده و ضمير در آن به « وضع » و ضمير در « لا يقتضى » به بودن وضع در حال وحدت معنا و توقيفى بودن وضع برگشته و مقصود از « عدم الجواز » عدم جواز استعمال لفظ واحد در اكثر از يك معنا مىباشد . بعد ما لم تكن الوحدة الخ : كلمهء « ما » مصدريّه بوده و ما بعدش را تأويل به مصدر برده و مضاف اليه « بعد » قرار مىدهد .

شرح ( پرسش و پاسخ )

292 - استعمال لفظ در بيش از يك معنا به چند صورت متصوّر است ؟ ( توضيح از خارج )

ج : به چهار صورت : الف - لفظ را در معنايى كلّى كه قدر مشترك بين مصاديق متعدّدى بوده استعمال كنيم . مثل استعمال لفظ « اسد » در معناى شجاع كه شجاعت ، قدر مشترك بين حيوان مفترس ، زيد شجاع ، بكر شجاع و افراد شجاع ديگر بوده ، بنابراين ، لفظ « اسد » در اكثر از يك معنا استعمال شده است . ب - لفظ را در معناى كلّى كه طبيعت مهمله بوده استعمال كرد تا به نحو بدليّت بر افراد متعدّدى صادق باشد . مثل لفظ « رجل » كه به نحو بدليّت منطبق بر زيد ، عمر ، بكر و غيره مىشود . ت - لفظ را در يك معناى عامّ استعمال كرد ولى مراد ، عامّ به قيد اجتماع باشد . به عبارت ديگر ، استعمال لفظ در معناى عامّ مجموعى باشد . مثل « اكرم العلماء » كه شامل مصاديق متعدّدى بوده به نحوى كه اگر تنها زيد عالم اكرام شود ، اتيان حاصل نشده بلكه بايد همهء عالمان مثلا عمر ، بكر و غيره نيز اكرام شوند .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 310 | حسن سيد اشرفى