فانى در دو تا ( دو معنا ) مگر آنكه مىباشد لحاظكننده ( مستعمل ) لوچ .
پس روشن شد به واسطهء اين ( محال عقلى بودن ) امتناع استعمال لفظ ( استعمال لفظ در بيش از يك معنا ) مطلقا - مفرد باشد ( لفظ ) يا غير آن ( مفرد ) - در بيشتر از يك معنا به نحو حقيقت يا مجاز . و اگر نبود امتناع آن ( استعمال ) پس وجهى نبود براى عدم جواز آن ( استعمال ) ، پس همانا معتبر بودن وحدت در موضوع له ، واضح المنع است . و بودن وضع در حال وحدت معنا و توفيقى بودن آن ( وضع ) ، اقتضاء نمىكند ( بودن وضع در حال وحدت معنا و توفيقى بودنش ) جايز نبودن را بعد از نبودن وحدت ، قيد براى وضع و نه براى موضوع له ، چنان كه مخفى نمىباشد .
نكات دستورى و توضيح واژگان
الثّانى عشر : امر دوازدهم در مقدّمه مىباشد .
انّه قد اختلفوا : ضمير در « انّه » به معناى شأن بوده و ضمير در « اختلفوا » به قرينهء مقام به اصوليّون برمىگردد .
على سبيل الانفراد و الاستقلال : يعنى به نحو جداگانه و مستقلّ از ديگرى .
بان يراد منه كلّ واحد : ضمير در « منه » به لفظ برگشته و منظور از « كلّ واحد » نيز « كلّ واحد من المعانى » مىباشد .
كما اذا لم يستعمل الّا فيه : ضمير در « لم يستعمل » به لفظ و در « فيه » به كلّ واحد من المعانى برمىگردد .
على اقوال اظهرها : جار و مجرور « على اقوال » متعلّق به « اختلفوا » بوده و ضمير در « اظهرها » به اقوال برمىگردد .
عدم جواز الاستعمال عقلا و بيانه : كلمهء « عقلا » تمييز براى « عدم جواز الاستعمال » بوده و ضمير در « بيانه » به جايز نبودن استعمال برمىگردد .
بل جعله وجها و عنوانا له : كلمهء « جعله » مرفوع و خبر براى « انّ » يعنى عطف به « ليس