اگر عبارت از شستن دست و صورت و مسح سر و رجلين باشد و نه اثر مترتّب بر اين اعمال ، آنوقت تقدّم آن بر نماز ، شرط صحّت و قبول مأمور به است .
ب : به عنوان شرط مقارن باشد . يعنى مقارن بودن آن شىء وجودى با مأمور به شرط صحّت و قبولى مأمور به مىباشد . مثل ستر عورت و استقبال قبله كه تا نماز مقارن با ستر عورت و استقبال قبله اتيان نشود ، غرض مطلوب از نماز حاصل نمىشود .
ج : به عنوان شرط لاحق و متأخّر باشد . يعنى به دنبال آمدن اين شىء وجودى بعد از انجام مأمور به ، شرط صحّت و قبولى مأمور به مىباشد نظير غسلهاى ليلية براى زن مستحاضه كه علاوهء آنكه در صحّت روزه فردايش معتبر بوده ، در صحّت و تحصيل غرض روزهء گذشتهاش نيز معتبر مىباشد .
277 - اينكه دخالت امر وجودى و يا عدمى در متعلّق امر ( مأمور به ) نحو ايجاد خصوصيّت و تشخّص ، اعتبار شود به چه معنا و چگونه است ؟ ( و ثالثة بان . . . او نقيصة )
ج : مىفرمايد : يعنى آنكه آن امر وجودى و يا عدمى نه جزء ماهيّت مأمور به و نه شرط براى حصول خصوصيّت و غرض مترتّب بر اصل مأمور به باشد ، بلكه موجب تشخّص و فرديّت مأمور به شده و به عبارت ديگر ، فرد خاصّى از مأمور به مىشود . يعنى عنوان اين امر وجودى و يا امر عدمى ، موجب تشخّص و نشانگر فرد خاصّى از مأمور به مىباشد بگونهاى كه بدون اين عنوان ، چنين تشخّصى براى مأمور به حاصل نمىشود . و از طرفى ممكن است اين عنوان سبب مزيّت و يا نقصان مأمور به شود . مثلا عنوان جماعت و در مسجد نماز خواندن كه نمايانگر فرديّت و نوع خاصّ نماز كه نماز جماعت بوده ، مىباشد و موجب مزيّت نماز مىشود و يا خواندن نماز در حمّام كه باز نمايانگر فرديّت و نوع خاصّ نماز بوده و موجب نقصان در مأمور به و ثواب مترتّب برآن مىشود .