280 - آيا ممكن است چيزى در مأمور به اخذ شود ولى نه به صورت جزئيّت و نه به صورت شرطيّت و نه به صورت ايجاد تشخّص در مأمور به باشد ؟ ( ثمّ انّه . . . و خصوصيّة اصلا )
ج : مىفرمايد : آرى و بسا يك امر وجودى كه مستحبّ بوده در مأمور به كه واجب و يا مستحبّ بوده اخذ شود كه نه جزء و نه شرط براى ماهيّت مأمور به و نه موجب تشخّص براى آن بوده ، بلكه چنين شىء مستحبّى خودش فى نفسه مستحبّ بوده و مأمور به در واقع ، ظرف براى مطلوبيّت و استحباب اين شىء مىباشد . مثلا قنوت در ركعت دوّم در نمازهاى يوميّهء واجب و يا مستحبّى و نيز ذكر شش تكبير قبل از تكبيرة الاحرام در نمازهاى واجب و مستحبّى و ذكر تسبيحات بعد از نمازهاى واجب و مستحبّ از امورى هستند كه فى نفسه مستحبّ بوده و ظرف مطلوبيّت آنها همين مأمور به مىباشد . زيرا قنوت در اثناء نماز واجب و مستحبّ و شش تكبير قبل از آن و ذكر تسبيحات در بعد از آن بوده كه به عنوان اذكار و اعمال مأثوره ، مطلوب و مستحبّ خواهد بود . بنابراين ، اگر اين امور انجام نشود و يا به صورت مأثور واقع نشود موجب اخلال به ماهيّت يعنى باطل شدن نماز و نيز اخلال به تشخّص آن نمىشود . زيرا هريك از اين امور نه جزء و نه شرط در نماز بوده تا اخلال در آنها موجب بطلان شود و نه موجب تشخّص و مزيّت در نماز مىشوند تا اخلال به آن موجب اخلال در تشخّص آن شود . « 1 »
281 - اخلال در هريك از امور مأخوذه در تسميهء عبادات به اسامى مخصوصشان چگونه است ؟ ( اذا عرفت هذا . . . اعتبارهما فيها )
ج : مىفرمايد : الف : اخلال و عدم اتيان امورى كه به صورت مستحبّ نفسى در عبادات و مأمور به اخذ شده همانطور كه موجب بطلان نمىشود موجب عدم صدق مسمّاى عبادات
هامش
( 1 ) - يعنى خود اين امور داراى ثواب و اثر مىباشند و نه آنكه موجب مزيّت و اثرى براى نماز شوند تا با نبودنشان آن اثر نيز در مأمور به منتفى شود .