تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
عبادات برگشته و اين جار و مجرور متعلّق به « دخل » بوده و كلمهء « جزءا » تمييز براى « دخل » مىباشد . مخلّا بها : ضمير در « بها » به تسميه برمىگردد . الى دخل ما له الدّخل جزءا فيها : ضمير در « له » به ماء موصوله به معناى شىء و در جار و مجرور « فيها » كه متعلّق به « دخل » بوده به عبادات برگشته و كلمهء « جزءا » تمييز براى « الدّخل » مىباشد . اعتبارهما فيها : ضمير در « هما » به جزء و شرط و در « فيها » به تسميه برمىگردد .

شرح ( پرسش و پاسخ )

273 - دخالت امور و اشياء در مركّبات مأمور به و به عبارت ديگر ، امورى كه در متعلّق امر ، اعتبار و لحاظ شده چگونه بوده و به چه نحو در مأمور به اخذ مىشوند ؟ ( توضيح اجمالى از خارج )

ج : دخالتشان به دو نحو مىباشد : 1 - الف شىء وجودى بوده و دخالت در مأمور به داشته باشند . 2 - شىء عدمى بوده و دخالت در مأمور به داشته باشند . نحوه اخذ هركدام در مامور به نيز به سه نحو است : الف به نحو جزئيّت ب - به نحو شرطيّت - ج : به نحو ايجاد تشخّص براى مأمور به كه مجموعا شش قسم خواهد شد .

274 - دخالت امورى وجودى و يا عدمى كه در متعلّق امر يعنى مأمور به اعتبار مىشود چگونه به نحو جزئيّت مىباشد ؟ ( الثّالث انّ دخل . . . داخلا فى قوامه )

ج : مىفرمايد : اينكه وجود يا عدم چيزى در مأمور به ، به نحوى دخالت داشته باشد كه داخل در ماهيّت مأمور به بوده و در واقع اين شىء با اشياء ديگر و يا مركّب از عدم شىء با غير آن همگى متعلّق امر قرار گرفته ، مقوّم مأمور به بوده و در واقع ، ماهيّت و مسمّاى مأمور به ، مركّب از آنها مىباشد به‌گونه‌اى كه تحقّق و وجود ماهيّت مأمور به بدون وجود آنها ممكن نبوده و با نبودن يكى از آنها ، مأمور به نيز تحقّق پيدا نمىكند . خلاصه آنكه