« واو » در « و مصاديقه » به معناى « مع » و ضمير در آن به كلّى برمىگردد .
و الطبيعىّ و افراده : عطف تفسيرى بر « الكلّى » است . يعنى « تغاير الطبيعىّ و افراده » و « واو » در « افراده » نيز به معناى « مع » مىباشد .
المسائل : يعنى مسائل هر علم .
جمعها اشتراكها فى الدّخل فى الغرض : كلمهء « اشتراكها » فاعل براى « جمعها » بوده و ضمير مفعولى در « جمعها » و ضمير مجرورى در « اشتراكها » هر دو به قضايا برگشته و اين جمله صفت بعد از صفت براى قضايا مىباشد .
الّذى لاجله دوّن هذا العلم : موصول « الّذى » با جملهء صلهء بعدش ، صفت براى « الغرض » بوده و ضمير در « لاجله » به « الغرض » برمىگردد .
فلذا قد يتداخل بعض العلوم : اين عبارت تفريع بر « جمعها اشتراكها » بوده و مشاراليه « ذا » اشتراك در غرض بوده و « بعض العلوم » نيز فاعل براى « يتداخل » مىباشد .
ممّا كان له دخل فى مهمّين : ضمير در « له » به « ماء موصوله » برگشته و منظور از « مهمّين » نيز « غرضين » بوده و شرح عبارت چنين است : « من بعض المسائل كان له دخل فى غرضين » .
لاجل كلّ منهما دوّن علم على حدّة : اين عبارت ، صفت براى « مهمّين » بوده و ضمير در « منهما » به « مهمّين » برگشته و كلمهء « علم » نايب فاعل براى « دوّن » بوده و « على حدّة » جار و مجرور و متعلّق به مفعول مطلق محذوف يعنى « تدوينا » بوده كه به اعتبار متعلّقش ، مفعول مطلق نوعى مىباشد .
فيصير من مسائل العلمين : ضمير در « يصير » به ماء موصوله برمىگردد .
لا يقال : يعنى اشكال نشود .
على هذا : مشاراليه « هذا » تداخل بعضى از علوم در بعضى از مسائل به جهت دخالتشان در غرض هر دو علم مىباشد
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 29
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٢٩