مباحث مهمّ آن ( اصولى ) ، مثل عمدهء مباحث تعادل و تراجيح ، بلكه و مسئلهء حجّيّت خبر واحد نه از آن ( سنّت ) و نه از ساير ادلّه . و رجوع كردن بحث در اين دو ( مباحث تعادل و ترجيح و مباحث حجّيّت خبر واحد ) - در حقيقت به بحث از ثبوت سنّت به واسطهء خبر واحد در مسئلهء حجّيّت خبر واحد چنان كه گفته شده و به يكى از دو خبر در باب تعارض ، پس همانا آن ( ثبوت سنّت ) نيز بحث در حقيقت از حجّيت خبر واحد است در اين حال - ( اين رجوع كردن ) غير مفيد است .
نكات دستورى و توضيح واژگان
الاوّل انّ موضوع كلّ علم : منظور از « الاوّل » امر اوّل از مقدّمه بوده و كلمهء « موضوع » اسم براى « انّ » و خبرش ، جملهء اسميّهء « هو نفس موضوعات مسائله » مىباشد .
و هو الّذي يبحث فيه عن عوارضه الذّاتيّة : ضمير « هو » به « موضوع كلّ » علم و ضمير در « فيه » به « كلّ علم » و در « عوارضه » به « الّذى » برمىگردد .
اى بلا واسطة فى العروض : اين جمله ، تفسير عوارض ذاتى است . يعنى عوارض ذاتى ، عوارضى بوده كه بدون واسطه در عروض ، عارض بر ذات مىشوند .
هو نفس موضوعات مسائله : ضمير « هو » به « موضوع كلّ علم » و ضمير در « مسائله » به « كلّ علم » برمىگردد .
عينا : يعنى در خارج .
و ما يتّحد معها خارجا : عبارت ، عطف بر « نفس موضوعات » بوده و ضمير در « معها » به « موضوعات مسائله » برمىگردد .
و ان كان يغايرها مفهوما : ضمير در « كان » و ضمير فاعلى در « يغايرها » به موضوع كلّ علم و ضمير منصوبى در « يغايرها » به موضوعات مسائل برگشته و كلمهء « مفهوما » تمييز براى « يغايرها » مىباشد .
تغاير الكلّىّ و مصاديقه : كلمهء « تغاير » مصدر ، مفعول مطلق نوعى و منصوب بوده كلمهء