لعنت خدا بر همهء دشمنانشان . و بعد ، پس هرآينه ترتيب دادهام اين ( كتاب ) را بر مقدّمهاى و مقاصدى و خاتمهاى .
امّا مقدّمه : پس در بيان امورى است :
[ امر اول : بيان موضوع و مسائل علم ]
اوّل : اينكه همانا موضوع هر علمى و آن ( موضوع هر علم ) چيزى است كه بحث مىشود در آن ( هر علم ) از عوارض ذاتىاش - يعنى بدون واسطه در عروض - آن ( موضوع هر علم ) خود موضوعات و مسائل آن ( هر علم ) است و آنچه كه متّحد مىشود با آنها ( موضوعات مسائل ) در خارج و اگرچه مىباشد اينكه مغايرت دارد ( موضوع هر علم ) آنها ( موضوعات مسائل ) را مفهوما ، تغاير كلّى با مصاديقش و طبيعى با افرادش . و مسائل عبارت است از پارهاى از قضاياى پراكنده كه گرد آورده است آنها ( قضاياى پراكنده ) را اشتراكشان ( قضاياى پراكنده ) در دخالت داشتن در غرضى كه براى آن ( غرض ) تدوين شده است اين علم . پس براى همين ( اشتراك در غرض ) گاهى تداخل مىكند بعضى از علوم در بعضى از مسائل از آنچه ( مسائلى ) كه مىباشد براى آن ( مسائل ) دخالتى در دو مهمّى ( دو علمى ) كه به خاطر هريك از آن دو ( مهمّين ) تدوين شده است علم جداگانهاى ، پس مىشود ( مسائل ) از مسائل دو علم .
گفته نشود ( اشكال نشود ) : بنابراين ، ممكن است تداخل كردن دو علم در تمام مسائل آن دو ( علم ) در آنچه ( موردى ) كه باشد در آنجا دو مهمّى ( دو غرض ) كه متلازمند در مترتّب شدن بر پارهاى از قضايا كه ممكن نمىباشد جدا كردن آن دو ( علم ) .
پس همانا گفته مىشود : علاوه بر بعيد بودن اين ( تداخل دو علم در همه مسائل ) بلكه ممتنع بودنش عادتا ، صحيح نمىباشد براى اين ( مسائل مشترك ) تدوين كردن دو علم و ناميدن آن دو ( علم ) را به دو اسم ، بلكه تدوين علم واحدى است كه بحث مىشود در آن ( علم واحد ) گاهى براى هر دو مهمّ و زمانى ديگر براى يكى از آن دو ( مهمّ ) . و اين ( تداخل در همه مسائل ) به خلاف تداخل در بعضى مسائل است . پس همانا نيكو بودن