مأمور به برمىگردد
لكنّه كان ممّا لا يحصل الخصوصيّة الماخوذة فيه بدونه : ضمير در « لكنّه » و « كان » به شىء وجودى و عدمى و ضمير در « بدونه » به ماء موصوله به معناى امور و ضمير در « فيه » به مأمور به برگشته و منظور از « الخصوصيّة الماخوذة » يعنى غرضى كه در مامور به اخذ شده بدون اين امر خارج از ماهيت مامور به حاصل نمىشود كه به آن نيز شرط گفته مىشود
كما اذا اخذ شىء مسبوقا الخ : بيان اقسام شرط بوده كه يا شرط متقدّم و يا متأخّر و يا مقارن مىباشد .
فيكون من مقدّماته لا مقوّماته : ضمير در « يكون » به شىء مأخوذ خارج از مأمور به و در « مقدّماته » و « مقوّماته » به مأمور به برمىگردد .
بان يكون ممّا يتشخّص به المأمور به : ضمير در « يكون » به شىء وجودى و عدمى و ضمير در « به » به ماء موصوله به معناى امور برمىگردد .
يصدق على المتشخّص به عنوانه : ضمير در « عنوانه » به شىء وجودى و عدمى برمىگردد .
و ربما يحصل له بسببه : ضمير در « له » به مأمور به و در « بسببه » به شىء كه مأمور به با آن تشخّص پيدا مىكند برمىگردد .
و دخل هذا فيه ايضا طورا الخ : مشاراليه « هذا » قسم سوّم بوده و ضمير در « فيه » به مأمور به برگشته مقصود از « ايضا » يعنى همچون دو قسم قبلى كه يا جزء يا شرط براى مأمور به بود اين قسم سوّم نيز يا به نحو جزء و يا به نحو شرط بوده و كلمهء « طورا » به معناى « تارة » مىباشد .
فيكون الاخلال بماله دخل باحد النّحوين الخ : كلمهء « الاخلال » اسم براى « يكون » و خبرش كلمهء « موجبا » بوده و ضمير در « له » به ماء موصوله به معناى شىء مأخوذ در مأمور
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 286
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٢٨٦