مىباشد .
255 - اگر منظور از عبادات چهارگانه در روايت اوّل خصوص صحيح باشد پس چگونه اين الفاظ بر عبادات چهارگانه منكرين ولايت كه قطعا فاسد بوده به نحو حقيقت اطلاق شده است ؟ ( و لا ينافى ذلك . . . . للمشابهة و المشاكلة )
ج : مىفرمايد : ما نيز مىگوئيم ؛ همهء عبادات منكرين ولايت و از آن جمله عبادات چهارگانهء مذكور در روايت باطل و فاسد است ، ولى در اين روايت در معانى صحيح استعمال شدهاند به اعتبار اعتقاد منكرين ولايت . يعنى منكرين ولايت كه اخذ به اين عباداتى كه در اعتقاداتشان صحيح بوده كردهاند و ولايت را رها نمودهاند ، اين عبادات از آنان پذيرفته نخواهد شد ، اطلاق الفاظ عبادات بر اين عبادات چهارگانه به اعتبار اعتقادشان كه آنها را صحيح مىدانند نيز اقتضا نمىكند كه استعمال آنها در معانى فاسد يا اعمّ ، حقيقت باشد . همچنين استعمال لفظ صوم و صلاة به قرينه « قام » در « لو ان الخ » نيز به اعتبار اعتقاد منكرين ولايت بوده و يا از باب مجاز به قرينه مشابهت و هم شكل بودن عبادات فاسد با عبادات صحيح مىباشد .
256 - اشكال منصّف به استدلال اعمّىها به روايت دوم چيست ؟ ( و فى الرّواية . . . فتأمّل جيّدا )
ج : مىفرمايد : استدلال آنان وقتى صحيح بوده كه نهى در روايت ، نهى مولوى باشد ، ولى نهى وارده در اين روايت براى ارشاد بوده مبنى بر اينكه زن حائض ، قادر به نماز صحيح نيست . يعنى منظور از صلاة نهى شده و به عبارت ديگر متعلّق نهى ، عبارت از نماز صحيح است ولى نهى ، براى ارشاد بوده و نهى مولوى نيست . چرا كه اگر نهى ، مولوى باشد و صلاة هم براى معناى اعمّ باشد آنوقت معناى روايت چنين مىشود : زن حائض بايد نمازش را اعمّ از صحيح يا فاسد را در دوران حيض ترك كند . لازمه اين معنا آن است كه نماز فاسد يعنى نمازى كه فاقد بعضى از اجزاء باشد ولى بهگونهاى است كه عرفا به آن