مىشود متعلّق نذر عبارت از نماز صحيح نيست .
ب ) مستلزم امر محال است . يعنى از وجود نذر ، عدم آن لازم مىآيد و اين يعنى جمع عدم و وجود بوده كه محال است . زيرا وقتى نذر كرد كه در مكان مكروه نماز نخواند و متعلق نذر نيز نماز صحيح بوده و نذر منعقد شود آنوقت نماز در اين مكانها بعد از نذر مىشود حرام .
پس مصلّى ، قدرت بر انجام نماز صحيح نداشته و وقتى قدرت بر انجام نماز صحيح ندارد ، اين نذر نيز صحيح نبوده و منعقد نمىشود بنابراين ، وقتى متعلّق نذر ، ترك نماز صحيح باشد از وجود و انعقاد چنين نذرى عدم آن نذر و بطلانش لازم مىآيد و اين ، محال است چرا كه مستلزم جمع بين وجود و عدم مىشود .
259 - جواب مصنّف به استدلال اعمىها چيست ؟ ( قلت لا يخفى . . . من الامكان )
ج : مىفرمايد : اوّلا : اگر بپذيريم : نذر ، تعلّق گرفته به ترك نماز فاسد و نه به ترك نماز صحيح ، غايت استدلال آن است كه گفته شود : نذر را نمىتوان به ترك نماز صحيح قرار داد ولى معناى اين حرف آن نيست كه الفاظ عبادات براى صحيح وضع نشده و يا براى اعمّ وضع شده است . بلكه مىتوان گفت ؛ الفاظ عبادات براى صحيح وضع شدهاند ، ولى در نذر بايد متعلّق آن را ترك نماز فاسد قرار داد .
ثانيا : متعلّق نذر عبارت از ترك نمازى بوده كه ذاتا خواندنش در اين اماكن صحيح است و اگر فسادى در آن پيدا مىشود ، عرضى و از جانب نذر بوده و چنين فسادى با صحّت ذاتى نمازى كه تركش متعلّق نذر قرار گرفته منافات ندارد . به اين صورت كه ناذر مىگويد :
نمازى را كه ذاتا و قبل از نذر صحيح بوده هرچند بعد از نذر ، حرمت عرضى پيدا مىكند ترك كرده و بجا نمىآورد . روشن است ، از وجود چنين نذرى عدمش لازم نمىآيد .
ثالثا : گفته شد متعلّق نذر عبارت از ترك نماز صحيح است ولى نماز صحيحى كه قبل از نذر بود . يعنى ناذر مىگويد : نذر مىكنم ، نمازى را كه صحيح بوده ، در اماكن مكروهه ترك كنم ولى كدام نماز صحيح ؟ نمازى كه اگر نذر نبود خواندنش در اين اماكن صحيح بود .