مقسم ، اعمّ بوده و در واقع معناى مقسم ، صادق بر افراد تقسيم بشود ، همچون تقسيم كلمه به اسم و فعل و حرف كه بر هريك از اسم و فعل و حرف ، صدق كلمه مىشود . در اينجا نيز وقتى مىبينيم در عبارت فقها ، الفاظ عبادات مقسم براى صحيح و فاسد قرار گرفته است ، دليل برآن بوده كه اطلاق صلاة به عنوان مقسم به هريك از نماز صحيح و فاسد به نحو حقيقت صحيح مىباشد .
251 - جواب منصّف به دليل صحّت تقسيم اعمّىها چيست ؟ ( و فيه انّه . . . و قد عرفتها )
ج : مىفرمايد : استدلال اعمّىها به صحّت تقسيم الفاظ عبادات به صحيح و فاسد براى اثبات مدعايشان وقتى صحيح است كه در وضع اين الفاظ ، دليلى مبنى بر وضع اين الفاظ براى معانى صحيح نباشد و حال آنكه در بيان دلايل صحيحى دانسته شد كه اين الفاظ براى معانى صحيح وضع شدهاند و با وجود چنين دلايل محكمى ديگر نمىتوان گفت تقسيم الفاظ عبادات به صحيح و فاسد درست است .
252 - اگر صحّت الفاظ عبادات به صحيح و فاسد صحيح نيست پس چرا در كلام فقها واقع شده است ؟ ( فلا بدّ ان . . . و لو بالعناية )
ج : مىفرمايد : وقتى دليل آورده شد كه اين الفاظ براى معانى صحيح وضع شدهاند ناچارا بايد گفت ؛ تقسيم اين الفاظ به صحيح و فاسد به اعتبار مستعمل فيه آنها بوده كه مىتواند به نحو مجاز هم باشد . يعنى مجازا مىتوان لفظ صلاة را در نماز فاسد نيز استعمال كرد .
پس بايد گفت ؛ تقسيم به اعتبار مستعمل فيه آنها بوده و به اعتبار وضع آنها براى اعمّ نمىباشد . به عبارت ديگر آنكه در مقام تقسيم از مقسم مجازا ارادهء اعمّ شده است .
253 - دليل اعمّىها در تمسّك به اخبار چگونه است ؟ ( و منها استعمال . . . على الصّحيحة منها )
ج : مىفرمايد : مىگويند : در روايات زيادى الفاظ عبادات ، استعمال در عبادات فاسد شده است . از آن جمله روايت امام باقر عليه السّلام است كه فرمود : اسلام بر پنج پايه استوار شده است