تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
خطور مىكند معناى اعمّ از صحيح و فاسد بوده و تبادر نيز علامت حقيقت است . پس الفاظ عبادات وضع شده‌اند براى جامع بين صحيح و فاسد .

247 - اشكال منصّف به دليل تبادر اعمّىها چيست ؟ ( و فيه انّه . . . . دعوى التّبادر )

ج : مىفرمايد : قبلا گفته شد كه با توجه به مصاديق كثيرهء مركّبات ناچارا بايد يك جامعى را تصوير كنيم كه مشترك بين مصاديق مختلف و كثيره باشد و حال آنكه گفته شد ؛ تصوير يك جامعى كه دربرگيرندهء تمامى مصاديق مركّبات باشد در نهايت اشكال است . بنابراين ، وقتى معناى جامعى را نتوان تصوير كرد هرچند بالاجمال ، آن‌وقت چگونه معقول است كه از اطلاق اين الفاظ ، معناى اعمّ غير قابل امكان براى جامع بودن ، به ذهن خطور كند ؟

248 - دليل عدم صحّت سلب اعمّىها چيست ؟ ( و منها . . . عن الفاسد )

ج : مىفرمايد : مىگويند : سلب اطلاق الفاظ عبادات مثلا سلب اطلاق صلاة بر نمازى كه فاسد و فاقد جزئى از اجزاء و يا شرطى از شرايط بوده صحيح نبوده و نمىتوان گفت ؛ اين عمل ، نماز نيست . آرى مىتوان گفت اين عمل ، نماز صحيح نيست ولى سلب اصل لفظ و ماهيّت ، صحيح نيست . عدم صحّت سلب نيز علامت حقيقت بوده و اگر به نماز فاسد هم اطلاق « صلاة » شود به نحو حقيقت مىباشد .

249 - جواب منصّف به دليل عدم صحّت سلب اعمّىها چيست ؟ ( و فيه . . . لما عرفت )

ج : مىفرمايد : در بيان ادلّهء صحيحىها گفته شد ؛ سلب لفظ عبادات مثلا سلب لفظ صلاة از نماز فاسد به دقّت عقلى ، صحيح است اگرچه با مسامحهء عرفى به جهت علاقهء مشابهت ظاهرى نماز فاسد با نماز صحيح به نماز فاسد نيز مجازا اطلاق صلاة مىشود .

250 - دليل صحّت تقسيم اعمّىها چيست ؟ ( و منها صحّة . . . . و السّقيم )

ج : مىفرمايد : مىگويند : مىتوان الفاظ عبادات مثلا صلاة را مقسم قرار داده و تقسيم به صحيح و فاسد نموده و گفت : « الصلاة امّا فاسدة او صحيحة » و اين در وقتى است كه
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 263 | حسن سيد اشرفى