برمىگردد .
لا ينافي صحّة متعلّقه : ضمير در « لا ينافى » به فساد از ناحيه نذر و در « متعلّقه » به نذر برگشته و منظور از صحّت ، صحّت ذاتى و منظور از متعلّق نذر نيز نماز در اماكن مكروه مىباشد .
فلا يلزم من فرض وجودها عدمها : ضمير در « وجودها و عدمها » به صلاة صحيحه برمىگردد : يعنى از فرض وجود صلاة صحيح ذاتا در متعلّق نذر ، لازم نمىآيد عدم صحّت ذاتى اين صلاة بلكه عدم صحّت و فسادش عرضى است .
و من هنا : مشاراليه « هنا » فساد صلاة از ناحيه نذر و منافات نداشتن اينكه متعلّق نذر ، نماز صحيح بوده ، مىباشد .
لاجل الصّحّة لو لا تعلّقه : ضمير در « تعلّقه » به نذر برگشته و منظور از صحّت نيز صحّت شأنى مىباشد .
لو فرض تعلّقه به ترك الصّلاة المطلوبة بالفعل : ضمير در « تعلّقه » به نذر برگشته و منظور از صلاة مطلوب بالفعل يعنى نمازى كه بعد از نذر به ترك آن نيز انجامش مطلوب شارع بوده و صحيح باشد .
حصول الحنث بفعلها : ضمير در « بفعلها » به « الصّلاة المطلوبة بالفعل » برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
245 - دلايل اعمّى براى وضع الفاظ عبادات براى اعمّ چيست ؟ ( و قد استدل . . . بوجوه )
ج : مىفرمايد : پنج وجه كه عبارتند از 1 - تبادر معناى اعمّ 2 - عدم صحّت سلب از فاسد 3 - صحّت تقسيم مركّبات به صحيح و فاسد 4 - استعمال صلاة در معانى فاسد در اخبار 5 - صحّت تعلّق نذر به صلاة فاسد .
246 - دليل تبادر اعمّىها چيست ؟ ( منها . . . . الاعمّ )
ج : مىفرمايد : مىگويند : وقتى الفاظ عبادات اطلاق مىشود ، معنايى كه از آنها به ذهن